تاریخِ معاصرِ ایران گواهی میدهد که هرگاه دستِ دوستی یا اعتماد به سویِ این دولت دراز شده، پاسخی جز خیانت و بدعهدی دریافت نشده است. از کودتای بیست و هشتمِ مرداد، تا ماجرای برجام که اوج روند این بدعهدی است همگی نشانههایی از یک حقیقتِ تلخ دارد: برای این سیستم، مفاهیمِ انسانی و حقوقِ بشر تنها ابزارهایی برای فشار بر مخالفان هستند و خودِ آنها هیچ پایبندیِ واقعی به این اصول ندارند.
ایران باید تلاش کند که این گزاره را برای ایروان جا بیندازد؛ کریدور آمریکایی به معنای بیثباتی امنیتی و ورود ارمنستان به رقابت ژئوپلیتیک خطرناکی است که آن را بی پناه و زمین بازی دیگران خواهد کرد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: آمریکاییها باید عاقلانه بیندیشند و نگذارند نتانیاهو با ژستگرفتن القا کند که «میخواهم بروم و چارچوب مذاکرات هستهای را به آمریکاییها یاد بدهم».
برای تهران، این کریدور صرفاً یک مسیر ترانزیتی جدید نیست، بلکه تهدیدی مستقیم علیه جایگاه ژئوپلیتیکی ایران محسوب میشود. از سوی دیگر، قرار گرفتن این دالان تحت حمایت سیاسی آمریکا، آن را به اهرمی امنیتی تبدیل میکند که میتواند در شرایط بحرانی، فشار مضاعفی بر ایران وارد سازد. ادامه این روند میتواند قفقاز جنوبی را از یک منطقه حائل، به یک کمربند فشار ژئوپلیتیکی فعال علیه ایران تبدیل کند.