گفته میشود این ناو در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، دچار یک «آتشسوزی ویرانگر در رختشویخانه» شد و اکنون انتظار میرود که تعمیرات طولانی مدتی را پشت سر بگذارد.
ترامپ حالا نهفقط به جنگ، بلکه به غارت مستقیم منابع ایران هم فکر میکند؛ از تهدید به تصرف اورانیوم غنیشده تا چشمداشت آشکار به نفت و جزایر راهبردی—سناریویی که بیش از هر چیز، بنبست راهبردی واشنگتن و جسارت پرهزینه آن در برابر ایران را عیان میکند.
نیروی دریایی آمریکا با همه هیاهوی پرهزینهاش، امروز در برابر ایران به ناوگانی تماشاچی تبدیل شده که بیرون از تنگه هرمز ایستاده و تنها نظاره میکند—نشانهای روشن از پایان اقتدار ادعایی واشنگتن در دریا.
در داستان کاموس کشانی در شاهنامه، تمام نیروهای آن زمان به یاری سپاه توران آمدهاند، هند و چین و سقاب و وَهر و... آنچه در این میان جالب است، پاسخ صریح و روشن رستم به درخواست مذاکره است.
جنگی که دونالد ترامپ با خیال یک پیروزی سریع آغاز کرد، حالا به باتلاقی تبدیل شده که نهتنها اقتدار پوشالی آمریکا را فرسوده، بلکه در برابر مقاومت ایران، مجبور به بازتعریف نظم جدید منطقهای خواهد شد.
در حالی که واشنگتن با هدف مدیریت خطرات نظامی و خرید زمان، به دنبال حفظ ویترینی از دیپلماسی است، تهران با ردِ "مذاکرات صوری"، بر صلح پایدار و دارای ضمانت استراتژیک پافشاری میکند.