باشگاه خبرنگاران جوان - بیدارشدن با بدنی کوفته و بیجان با وجودِ داشتنِ خوابِ کافی، یکی از کلافهکنندهترین دردهای روزمره است. اما با ریشهیابیِ یک مشکلِ پنهان در درونتان، میتوانید بهجای خوردنِ مشتمشت ویتامین، نشاط واقعی را به جسمتان برگردانید!
زنگِ ساعت به صدا درمیآید؛ هشت ساعتِ تمام خوابیدهاید، اما وقتی میخواهید از رختخواب جدا شوید، انگار کوهی از آجر روی شانههایتان قرار دارد! با بدنی لِه و کوفته به سمتِ آشپزخانه میروید و اولین چیزی که به ذهنتان میرسد این است: «حتماً کمخون شدهام، ویتامین بدنم کم است، یا نیاز به یک قهوهٔ خیلی غلیظ دارم!» ما برای فرار از این سستی، به انواع مکملهای تقویتی و کافئینها پناه میبریم تا موتورِ جسممان را روشن کنیم؛ اما واقعیتِ پنهان این است که ریشهٔ این کوفتگی اصلاً در جسمِ ما نیست. در نظامِ شگفتانگیزِ خلقت، جسمِ ما تنها مَرکب و سواریِ روحِ ماست و این دو در این دنیا بهشدت در هم تنیدهاند. وقتی روحِ انسان زیرِ بارِ غصههایِ حلنشده، دردهایِ پنهان، یا سنگینیِ یک خطایِ درونی کمر خم میکند، جسم نیز فلج میشود. یک انسانِ آگاه و خودساخته میداند که برای راهانداختن این مَرکبِ خسته، نیازی به شلاقزدن جسم با قهوههای تپش آور نیست؛ بلکه مدیریتِ روان ایجاب میکند که با شناختِ خستگی عاطفی و رسیدگی به جراحاتِ روح، انرژیِ خالص و ابدی را به سلولهای بدنش برگرداند.
مَرکبِ خسته و بارِ سنگین؛ رازِ پیوندِ روح و جسم
امروز در روانشناسیِ نوین و علمِ پزشکی، شاخهای به نام بیماریهای «سایکوسوماتیک» (روانتنی) وجود دارد که ثابت میکند فشارهای روانی، استرسها و احساسِ گناهِ سرکوبشده، مستقیماً به دردهای عضلانی، سستیِ مفاصل و خستگیِ مزمن تبدیل میشوند. وقتی ذهن درگیرِ یک پروندهٔ بازِ روحی است، حتی در طولِ هشت ساعت خواب هم در حالِ مصرفِ شدیدِ انرژی است و مغز هرگز استراحت نمیکند.
این حقیقتِ علمی، بازتابی از یک قاعدهٔ اصیلِ الهی است. در مکتبِ ما، نشاطِ فیزیکی وابستگیِ مطلقی به نشاطِ درونی دارد. امام صادق (علیهالسلام) در روایتی بینظیر که قاعدهٔ اتصالِ جسم و روح را به زیباترین شکل کالبدشکافی میکند، میفرمایند: «هیچ بدنى در برابر آنچه که اراده و نیتِ [روح]بر آن قوى باشد، ناتوان نمىشود.» (منلایحضرهالفقیه، جلد ۴، صفحه ۴۰۰). وقتی اراده و روحِ ما به واسطهٔ یک گناهِ پنهان، ترکِ یک فعلِ واجب، یا کینهای قدیمی سنگین و تاریک میشود، نیتِ درونی افت میکند و به دنبالِ آن، جسم نیز دچارِ ضعف و کوفتگیِ بیدلیل میشود. در این حالت، درمانِ جسم، تنها هدردادن وقت است.
۳ گام برای درمان خستگی روحی در اول صبح
برای اینکه بارِ سنگینِ نامرئی را از روی دوشتان بردارید و با نشاطِ واقعی روزتان را آغاز کنید، بهجای رفتن سراغِ قوطیِ قرصها، این تکنیکِ سهمرحلهای (نوازشِ روان) را اجرا کنید:
توقفِ درمانِ فیزیکی و پذیرشِ مشکلِ روحی:
اولین قدم این است که دست از خوردنِ قهوههای سنگین و تپشآور بردارید. به خودتان در آینه نگاه کنید و شجاعانه بپذیرید: «جسمِ من سالم است؛ این روحِ من است که خسته و زخمی شده.» همین پذیرشِ آگاهانه، گاردِ دفاعیِ مغز را میشکند و مسیر را برای درمان باز میکند.
۵ دقیقهٔ طلایی برای محاسبهٔ اعمال:
یک قلم و کاغذ بردارید و در خلوتِ خود بنشینید. از خود بپرسید: «چه چیزی روحِ مرا سنگین کرده است؟» آیا دلی را شکستهاید و عذرخواهی نکردهاید؟ آیا حقالناسی بر گردن دارید؟ آیا ترکِ یک واجبِ الهی (مثل قضا شدنِ نماز یا نادیدهگرفتن یک وظیفهٔ انسانی) عذاب وجدانِ پنهانی در شما ساخته است؟ تمامِ این دردهایِ مسکوت و اعمالِ خستهکنندهٔ روح را شفاف روی کاغذ بنویسید.
سبُکسازیِ مَرکب با اقدامِ فوری:
حالا که علتِ خستگی عاطفی را کشف کردید، بلافاصله برای آن یک اقدامِ ترمیمی تعریف کنید. اگر خطایی مرتکب شدهاید، یک استغفارِ ازتهدل و حقیقی (که باعثِ شستوشوی روح میشود) انجام دهید. اگر از دستِ کسی عصبانی هستید، روی همان کاغذ او را ببخشید و اگر وظیفهای روی زمینمانده، تصمیمِ قاطع بگیرید که امروز آن را جبران کنید.
بیداری در صبحی سرشار از سبُکبالی
لذتِ بینظیری در این خودآگاهی و شجاعتِ درونی نهفته است؛ اینکه بدانیم ما ماشینهای بیولوژیکیِ سادهای نیستیم که فقط با غذا و خواب شارژ شویم. وقتی با تکنیکِ محاسبهٔ نفس و نوازشِ روان، گرههایِ کورِ روحی را باز میکنیم، در واقع سنگینترین وزنهها را از رویِ مَرکبِ جسممان برداشتهایم. عبور از خطایِ «نادیدهگرفتن روح»، از ما انسانی مقتدر و روشنضمیر میسازد؛ کسی که با پاکسازیِ درونش، خستگی و کوفتگی را در عرضِ چند دقیقه در هم میشکند و با بدنی پُرتوان و روانی رها، به استقبالِ چالشهایِ زندگی میرود.
منبع: فارس