حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت و پاسخ موشکی ایران، تنها یک دور جدید از تبادل آتش نبود؛ تهران در این عملیات کوشید معادلهای را تثبیت کند که بر اساس آن امنیت جبهه مقاومت از امنیت ملی ایران جدا نیست و هرگونه تلاش برای تفکیک این دو، با واکنشی مستقیم و پرهزینه مواجه خواهد شد.
آمریکا این روزها بیش از آنکه بهدنبال آغاز یک جنگ جدید باشد، تلاش میکند «ترس از جنگ» را به ابزار امتیازگیری تبدیل کند؛ راهبردی که پس از بازگشت ترامپ از سفر پرحاشیه چین، بار دیگر با شدت بیشتری علیه ایران فعال شده است.
ایستادگی چین و روسیه مقابل پروژه ضدایرانی واشنگتن، تنها حمایت از تهران نیست؛ بلکه بخشی از تقابل گستردهتر پکن و مسکو با الگوی مداخلهگرایانه و یکجانبهگرایی آمریکا در نظام بینالملل است.
تاسیسات انرژی در جمهوری آذربایجان در حال حاضر تنها «تاسیسات ثابت فرامرزی» تامین نفت و سوخت مورد نیاز رژیم اسرائیل میباشند. از این رو، کارت قفقاز را میتوان از جمله کارتهای ژئوپلیتیکی آتی ایران در صورت از سرگیری جنگ و عدم پذیرش شروط ایران از سوی محور تجاوز دانست
در حالی که واشنگتن از پایان جنگ سخن میگوید، واقعیت در تنگه هرمز روایت دیگری دارد؛ جایی که ایران با حفظ اهرم فشار بر شریان حیاتی انرژی جهان، نشان داده معادله قدرت هنوز آنگونه که کاخ سفید میخواهد بسته نشده است.
افزایش دامنه حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، همزمان با تلاش واشنگتن برای کمرنگ جلوه دادن خسارات، به یکی از چالشهای تازه این جنگ برای پنتاگون تبدیل شده؛ جایی که گزارشها از تخریب گسترده و فهرستی بلند از اهداف، روایت رسمی آمریکا را با تردیدهای جدی مواجه کرده است.