با پایان دور سوم مذاکرات ژنو، واشنگتن که با ادبیات «تسلیم کامل» وارد میدان شده بود، ناگزیر شد دامنه گفتوگوها را به غنیسازی محدود کند؛ مسیری که نشان میدهد فشار حداکثری آمریکا توان مهار و یا تغییر راهبرد امنیتی تهران ندارد.
دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در حالی پایان یافت که روایتها از نتایج آن دوگانه است؛ از یکسو تأکید بر پیشرفت در «عناصر توافق» و از سوی دیگر تداوم فشارهای نظامی آمریکا در منطقه.
نقش تعیینکننده ایران در تنگه هرمز و تاثیر بر قیمت انرژی در جهان و وابستگی اقتصادی واشنگتن به قیمت نفت، خود را در بازار پرنوسان و ملتهب بازار نفت در جریان مذاکرات دو کشور به خوبی نشان داد.
گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با واسطه عمان در ژنو در حال برگزاری است؛ مذاکراتی که به گفته برخی رسانهها، هیئت ایرانی با آمادگی کامل در آن شرکت کرده است.
بررسی رسانههای بینالمللی نشان میدهد بیشتر آنها نه خوشبین مطلقاند و نه بدبین کامل. وجه مشترک گزارشها تأکید بر شکنندگی مذاکرات ژنو و دشواری دستیابی به توافق است.
در حالیکه کاخ سفید سایه یک جنگ تازه را بر خاورمیانه انداخته، دموکراتها در واشنگتن دچار اختلافات سیاسی هستند؛ شکافی که بیش از هر چیز، فقدان ارادهای روشن برای ایستادن در برابر ماجراجویی نظامی را عیان میکند.
استقرار دو ناو هواپیمابر آمریکا در نزدیکی عمان این پرسش جدی را مطرح کرده است: ایالات متحده دقیقاً با حمله احتمالی به ایران به دنبال چه هدف سیاسی دستیافتنی است؟ تجربه سه دهه گذشته نشان میدهد پاسخ این پرسش میتواند برای واشنگتن پرهزینهتر از آن باشد که تصور میکند.
بمباران تأسیسات هستهای ایران، اگرچه بهزعم کاخ سفید نمایش قدرتی قاطع بود، اما نهتنها ایران را مرعوب نکرد بلکه موازنه اراده را به شکلی بیسابقه تغییر داد. اکنون واشنگتن با واقعیتی روبهروست که خود رقم زده است: ایرانی که از هراس «جنگ تمامعیار» عبور کرده و آماده است در صورت لزوم، رویارویی را به سطحی منطقهای بکشاند.