شهرشلوغ است و مردم انگار با بهاربه رستاخیز رسیده‌اند که تمام شهر بوی جاودانگی ووطن گرفته است.

باشگاه خبرنگاران جوان، مرضیه السادات حسینی راد - کوچه و خیابان‌های شهر بی قرارند و تمام مردم گویی در راستای هدفی بزرگ مبعوث شده‌اند جمله‌ای که رهبر شهیدمان برای این روز‌ها گفته بود وقتش که برسد خداوند این مردم را مبعوث می‌کند برای ایران وامروز ما بعثت مردمی را شاهدیم که عزادارند، اما برای درصحنه بودن رخت عزایشان را با رخت انتقام جایگزین کرده‌اند.

شب بیست ویکم است وبازهم شهرم کرمان بیدارتر از همیشه است گویی این بچه‌ها وبزرگتر‌ها خواب ندارند وشاید ریتم طبیعی زندگی شان به شب بیداری و روزخوابی متغیر گشته است، شبها چون شیر غران در خیابان و روزها منتظر شبی که دوباره حماسه بیافرینند. 

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

میدان آزادی وکوثر، خیابان‌های متعدد شهر، کوچه هاوخیابان‌های فرعی ترهمه پر شده از طنین ایران و مردم برای حفاظت از شهر وکشورشان متحد شده‌اند.

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

دور میدان آزادی که می‌رسیم ساعت نزدیک ۲۲ است ومردم همچنان پرچم به دست هستند ویکی از روحانیون از مردم درخواست می‌کند تا همصدا سوره فتح را برای نصرت رزمندگان اسلام وجبهه مقاومت بخوانند طنین آیات قرآن که بلند می‌شود صدای مارش حماسی خودرو‌ها کمتر می‌شود وآیات قرآن برفضای شهر جاری می‌شوند.

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

همه مردم پرچم سه رنگ و چند نفری هم پرچم های یا زهرا و یا حسین در دست دارند، کمی بعد یک لاین از ورودی‌های میدان آزادی باید بسته شود خانمی پرچم به دست جلوی خودروها می ایستد ویک خودرو به سرعت به بچه‌های نظم دهنده میدان کمک می‌کند تا ورودی میدان را به خیابان کناری هدایت کنند تا از ترافیک بالای دور میدان کاسته شود.

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

زن جوانی قرآن به دست کنار خودرو‌ها آنان را از زیر قرآن رد می‌کند و پسرنوجوانی تابلوی ایست راهنمایی ورانندگی را در دست دارد وبه بهترین شکل ترافیک میدان مدیریت می‌شود و من با خودم فکر می‌کنم واقعا این مردم مبعوث شده‌اند والا درحالت عادی چنین سرعت عملی ازبرقراری نظم سراغ ندارم.

مراسم رسمی دور میدان ساعت ۱۱ به دلیل رعایت حق استراحت مردمی که دراطراف میدان زندگی می‌کنند به پایان می‌رسد ولی تجمع غیررسمی که با سروصدای کمی درجریان است تا حدود یک بامداد برقرار است.

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

روحانی جوانی که در تمام این شب‌ها به همراه خانواده اش در میدان حضور دارد با دست مشت کرده به خودرو‌های عبوری لبخند تحویل می‌دهد وپسرنوجوانش شعارالله اکبر وحیدر حیدر وشعار‌های دشمن ستیز سرمی دهد ومردمی که باقی مانده‌اند شعار‌ها را تکرار می‌کنند.

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

انگار نه انگار این مردم به استراحت عیدانه نیاز دارند هیچ کدام از چهره‌هایی که عضو ثابت تجمع هستند کم نشده‌اند بلکه با خود نیزجمعیتی را همراه کرده‌اند، کمی بعد خودروی ونی که از عکس‌های رهبر شهید انقلاب پرشده آهنگ حماسی پخش می‌کند و از مردم می‌خواهد به خیابان ... بروند تا تک وتوکی افراد بیکاری که درخیابان دورهم جمع شده‌اند هوا برشان ندارد ودرکمتر از دو دقیقه ما با هم درقالب کاروان خودرویی در آن خیابان هستیم ودورهمی متفرق می‌شود وبعدا متوجه می‌شویم مساله خاصی نبوده است ودربرابر اراده این مردم کسی جرات عرض اندام ندارد.

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

به میدان آزادی برمیگردیم مثل رزمندگانی که به قرارگاه سپاع ثارالله زمان جنگ برگشته اند، چقدر اوضاع شبیه آن زمانها شده، وسط میدان بدلیل سرمای هوا شهری حماسی شکل گرفته است، بساط چای آتشی برپاست وپسر بچه ها دور کنده آتش می پلکند و شیطنت می کنند که هرچند لحظه یک بار با نگاه به مردجوانی معرکه شان تعطیل می شود، لابد نگهبان آتش است که به کسی آسیب نرسد. 

تابلو نوشته‌های زیادی برای مطالبات مردمی در دست مردم می‌چرخد از توجه به نفوذی‌های خائن تا شعار‌های ضد استکباری و مسخره کردن جنگنده‌هایی که در برابر اقتدار نیروی نظامی این کشوراسباب بازی شده‌اند، دیدنی است.

گوشه شمالی میدان بساط چایی توسط دو سه خانواده برپا شده است و درمیانه میدان بچه‌های طلبه سفره نان وسیب زمینی وتخم مرغ آب پز پهن کرده‌اند که بچه‌هایی که همراه والدین شان آمده‌اند وبعد چند ساعت گرسنه شده اند لقمه غذایی بخورند، چقدر با اشتها به لقمه غذایی که در خانه خورده نمی شود در میدان جنگ گاز می زنند و آهنگ های وطنی گوش می دهند. 

یک شهر در قاب حماسه، کرمان یکسره بیدار

دور میدان را غرفه‌های فرهنگی پرکرده‌اند از خانم خوشنویسی که درخواست نوشته‌های درشت کاغذی را به سرعت انجام می‌دهد تا دو روحانی جوان که بچه‌ها را با مفاهیم مقاومت ومبارزه آشنا می‌کنند تا دختر‌های نوجوانی که روی گونه بچه‌ها پرچم سه رنگ ایران را نقاشی می‌کنند همه وهمه برای محافظت از مام وطن گردهم آمده‌اند و در زندگی شبانه اجتماعی شان در نقش مهم خود بهترین بازی رئال زندگی شان را اجرا می‌کنند و از دل وجان برای در صحنه بودن در لبیک به رزمندگان هوافضا، از خواب واستراحت شبانه شان گذشته‌اند.

ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه بامداد است و یاد حاج قاسم و رشادت هایش در دل کرمانی‌ها زنده شده است این ساعت برای ما کرمانی‌ها ساعتی خاص است و از بعد از شهادت حاج قاسم خاص‌تر هم شده است، همه دست به دعا برداشته‌اند و زمزمه عظم البلا در آسمان پاک شهر می‌پیچد.

درست درکنار پوستر شهدای هوانیروز ایستاده‌ام وبه اخبار جدید جبهه جنگ برای نابودی اسرائیل از رادیوی خودروی تبلیغات گوش می‌کنم، به عکس رهبرشهیدم که جدیتی عجیب در نگاهش است نگاه  می‌کنم و با خودم می‌گویم انتهای این مسیر پیروزی است وما به قله نزدیکیم قطعا..

برچسب ها: وطن ، رزمندگان
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha