باشگاه خبرنگاران جوان- احتمالاً شما هم این روزها بارها چنین پیامهایی را با برچسب فوروارد Forwarded در گروههای خانوادگی یا دوستانه دیدهاید. در زمان بحرانها و بهویژه جنگ، گوشیهای هوشمند ما تبدیل به بمبافکنهایی میشوند که بیوقفه شایعه شلیک میکنند.
اما چرا وقتی صدای آژیر خطر، چه در واقعیت و چه در فضای رسانهای شنیده میشود، بازار شایعات تا این حد داغ میشود؟ چرا انسان خردمند قرن بیستویکم، ناگهان هر فایل صوتی یا ویدیویی بینامونشانی را باور میکند؟
برای پاسخ به این سوال، باید به سراغ روانشناسی، جامعهشناسی ارتباطات و شرایط خاص شبکههای اجتماعی در ایران برویم.
گوردون آلپورت (Gordon Allport) و جوزف پستمن (Joseph Postman)، دو روانشناس برجسته آمریکایی در جریان جنگ جهانی دوم، پژوهشهای گستردهای روی پدیده شایعه انجام دادند. آنها در سال ۱۹۴۷ فرمول مشهوری را ارائه کردند که هنوز هم در دانشگاههای معتبر جهان تدریس میشود:
$R \sim I \times A$
در این فرمول:
متغیر $R$ (Rumor) میزان شدت و رواج شایعه است.
متغیر $I$ (Importance) میزان اهمیت موضوع برای مخاطب است.
متغیر $A$ (Ambiguity) میزان ابهام و عدم قطعیت در جامعه است.
بر اساس مطالعات نهادهایی، چون انجمن روانشناسی (APA) و پژوهشکدههای ارتباطات، گسترش شایعه در زمان جنگ ریشه در چند عامل بنیادین دارد:
در زمان جنگ، دولتها به دلایل امنیتی نمیتوانند تمام اطلاعات را منتشر کنند. از سوی دیگر، سرعت وقوع حوادث بسیار بالاست. این فاصله بین «آنچه مردم میخواهند بدانند» و «آنچه رسانههای رسمی میگویند»، یک خلأ بزرگ ایجاد میکند. مغز انسان از فضای خالی متنفر است؛ بنابراین این خلأ را با شنیدهها، حدسها و شایعات پر میکند.
اضطراب (Anxiety) موتور محرک شایعه است. وقتی انسان احساس خطر میکند، مغز به دنبال راهی برای پیشبینی آینده میگردد تا جان خود را نجات دهد. به اشتراک گذاشتن شایعات، نوعی مکانیزم دفاعی است. فرد با خود میگوید: «شاید این خبر دروغ باشد، اما اگر راست باشد چه؟ بهتر است آن را برای عزیزانم بفرستم تا آماده باشند.» این همان حس کاذب «در کنترل داشتن شرایط» است.
در زمان بحران، افراد تمایل دارند اخباری را باور کنند که با ترسها یا پیشفرضهای ذهنی آنها همخوانی دارد. اگر جامعهای از نظر روانی منتظر یک اتفاق ناگوار باشد، هر شایعهای که آن اتفاق ناگوار را تایید کند، بدون نیاز به سند و مدرک پذیرفته میشود.
پدیده شایعه در زمان بحران مختص به یک جغرافیای خاص نیست، اما شرایط رسانهای و اجتماعی هر کشور به آن فرمول اختصاصی میدهد. در ایران، چند عامل این روند را تشدید میکند:
اتکای بالا به شبکههای اجتماعی غیررسمی ضریب نفوذ بالای اینترنت و استفاده گسترده ایرانیان از پیامرسانهایی مانند تلگرام، واتساپ و شبکههایی مثل اینستاگرام، سرعت انتشار (Viral شدن) یک پیام را به کسری از ثانیه رسانده است؛ و شبکههای اجتماعی نقش منبع خبری اول را ایفا میکنند.
در دهههای گذشته، مرجعیت خبری در کشور دستخوش تغییرات زیادی شده است. تنوع منابع خبری (رسانههای داخلی، شبکههای معاند ماهوارهای و کانالهای مجازی) باعث شده تا مخاطب ایرانی در یک «بمباران اطلاعاتی متناقض» قرار بگیرد. در این تضاد روایتها، متغیر ابهام ($A$) در فرمول آلپورت به شدت بالا میرود.
شایعات در زمان جنگ، گاهی از گلوله خطرناکترند، زیرا روان جامعه را از درون متلاشی میکنند. برای مقابله با این پدیده، تنها دو راهکار علمی وجود دارد:
نخست شفافیت سریع و صادقانه منابع رسم، چرا که حقیقت، تنها قاتلِ متغیر ابهام ($A$) است؛ و دوم سواد رسانهای شهروندان؛ اینکه قبل از زدن دکمه Forward، فقط پنج ثانیه مکث کنیم و از خود بپرسیم: «آیا منبع این خبر مشخص است؟» همین پنج ثانیه مکث، میتواند جان یک جامعه را از فروپاشی روانی نجات دهد.
منبع: فارس