این اندوه قرار است با ما کاری کند کارستان. ما قرار است با خونِ شهید بزرگ شویم. رهبرمان قرار است ما را بزرگ کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - یک ماه گذشت. باورتان می‌شود یک ماه پس از شهادت رهبر عزیزمان را ببینیم؟ شاید شما هم مثل من این‌طور تصور می‌کردید که ایران بدون آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای از هم می‌پاشد و به دست آمریکا و اسرائیل و پهلوی‌ها می‌افتد. شاید شما هم مثل من از قدرت تبدیل «مردم» و «ملت» به «امت» غافل بودید. شاید شما هم مثل من برای لحظه‌ای یادتان رفته بود که خدای محمد (ص) و علی (ع) و حسین (ع) و همه اهل بیت پیامبر و خامنه‌ایِ عزیز پس از آن‌ها زنده است و تا ابد زنده است و به‌شدت هم برایمان کافی است. من این امیدواری‌ها را از یاد برده بودم تا آن سحر عجیب که خوف و رجا باهم به قلب‌مان نفوذ کرد.

برای دقایقی ترسیدم، لرزیدم، گریستم و فریاد زدم و بعد، ناگهان با دیدن امتی که خودجوش به خیابان‌ها آمده بودند فهمیدم که این غم، غمی ساده نیست و به‌سادگی هم نمی‌توان از آن گذشت. این اندوه قرار است با ما کاری کند کارستان. ما قرار است با خونِ شهید بزرگ شویم. رهبرمان قرار است ما را بزرگ کند.

امشب را دیدیم. شبی که به ما یادآوری کرد یک ماه از شهادت رهبرمان گذشته است. اما آیا جای خالی او را احساس می‌کنید؟ من که چنین احساسی ندارم. کلام خامنه‌ای بزرگ را در تک‌تک شعارها و فریادهای مردمِ در خیابان و مردمِ در میدان می‌بینم. امشب مثل شب‌های دیگر روسری سیاه را به سر کردم و چادرم را برداشتم و به خیابان زدم به همراه خانواده. میدان الغدیر تهران پر از جمعیت بود. بچه‌ها پشت میکروفون شعار می‌گفتند و مردم تکرار می‌کردند. کودکی به اشتباه «مرگ بر آمریکا» را «مرگ مرگ آمریکا» می‌گفت و ما درستش را تکرار می‌کردیم؛ اما دارم با خودم فکر می‌کنم که او درست می‌گفت. دوبار مرگ برای آمریکا، دوبار مرگ برای اسرائیل و اصلا صدها و هزاران‌بار مُردن برای این تروریست‌ها و جنایتکاران. یقین دارم که خداوند نیز چنین می‌خواهد و همین برنامه را هم برایشان دارد: هزاران‌بار مُردن.

مثلا با هر تجمع ما در میدان‌های شهر، با هر شعارمان که از دهان کودک و جوان و پیرزن و پیرمردمان بیرون می‌آید، با هر پرچم سبز و سفید و سرخی که در آسمان به حرکت درمی‌آید و نام الله و الله اکبرش به زیبایی موج برمی‌دارد، با هر مشت گره‌کرده امتِ خدا، حزب‌اللهِ خستگی‌ناپذیر، با هر پیکر شهیدی که برای بدرقه به میان مردم می‌آید، با هر موشکی که به قلب دلارهایشان شلیک می‌شود و با موفقیت هم اصابت می‌کند، با هر سربازی که لباس رزم به تن می‌کند و پرچم ایران بر سینه‌اش را می‌بوسد، با هر فرمانده‌ای که جلوتر از سربازانش در کارزار جنگ می‌ایستد و جان فدا می‌کند و خونش را به هزار خون جوشان دیگر تبدیل می‌کند، با هر سیاستمداری که دروغ‌ها و فریب‌های دشمن را در سریع‌ترین زمان برملا می‌کند و مردم جهان را از خباثت آن‌ها باخبر می‌کند و با هر قدمی که مردم کشور خودشان برمی‌دارند و دست در دست هم برای مقابله با ظلم و جنایت رئیس جمهورشان به پا می‌خیزند.

من می‌دانم که آن‌ها هر روز می‌میرند. هر صبح با شنیدن اخبار پیروزی حزب‌الله، انصارالله، گروه‌های مقاومت عراقی و ایرانِ سربلند قلبِ سیاهشان فشرده می‌شود و به دنبال چاره می‌گردند و چاره‌ای نمی‌یابند و هر شب با فکر تولید کلمات فریبکارانه دیگری به خواب می‌روند تا بلکه اثری بر جامعه جهانی و بازارهای جهانی داشته باشد هم‌سو با تمایلات آن‌ها اما نمی‌شود که نمی‌شود. آن‌ها هر روز می‌میرند و قرار است باز هم بمیرند. خداوند وعده داده است که خواری و ذلت برای دشمنان خداست و نصرت و سربلندی برای دوستان خدا. و من هر شب این سربلندی و افتخار و احساس نابِ باخدابودن را در مردم کوچه و خیابان و میدان‌های شهر می‌بینم، در امتِ مبعوث‌شده ایران.

سی‌امین شب میدان‌داری‌مان را در میدان الغدیر تهران گذراندم، در کنار نام مولا امیرالمؤمنین (ع). به نماد وسط میدان خیره شدم. قلبی است که نشان‌دهنده حب علی بن ابی طالب (ع) در قلب ماست. قلبم با دیدن این نماد جان گرفت. من گفتم که دشمنان خدا هر روز می‌میرند و قرار است هزاران‌بار بمیرند؟ بله، همین‌طور هم خواهد شد و این را هم مژده می‌دهم که امت رسول‌الله (ص) که عشقِ غدیر و صاحب غدیر را در قلب‌شان دارند، هر روز زنده می‌شوند و زنده‌تر، تا کابوسی شوند برای شب‌های ظالمانِ عالم.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha