امام شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای عمل به قرآن را باعث حیات اجتماعی در ابعاد مختلف می‌دانستند.

باشگاه خبرنگاران جوان - امام شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای عمل به قرآن را باعث حیات اجتماعی در ابعاد مختلف می‌دانستند و معتقد بودند «پایبندی به قرآن، مایه روشن‌فکری و آزادفکری و به کار افتادن علم و عقل و ابتکار و تلاش است.

امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای پس از شاگردی اساتید بزرگی همچون حضرت امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) و بهره‌گیری از تفاسیر بزرگان اسلامی، از سال ۱۳۴۳ شمسی به تدریس تفسیر برای عموم مردم و سپس به صورت تخصصی برای طلاب و دانشجویان همت گماردند. این تفاسیر در مشهد، تهران و قم ادامه یافت و حتی در دوران ریاست جمهوری و رهبری نیز قطع نشد و تاکنون ۱۰ جلد از آثار تفسیری ایشان به چاپ رسیده است.

ایشان معتقد بودند قرآن، کتاب زندگی است؛ کتابی که هم زندگی فردی و هم زندگی اجتماعی بشر را سامان می‌دهد. ایشان عقیده داشتند عمده آیات قرآن به مباحث اجتماعی می پردازد و قرآن می‌تواند به سوالات انسان معاصر در حوزه‌های اجتماعی پاسخ داده و نیازهای بشری را برآورده سازد.

به اعتقاد قائد شهید، قرآن پر از سنت‌های اجتماعی الهی است؛ سنت‌هایی که در طول تاریخ تکرار می‌شوند و بر اساس آنها می‌توان آینده هر اجتماع را پیش‌بینی و برای آن برنامه‌ریزی کرد. نمونه‌ای از سنت‌های اجتماعی قرآن، سنت امداد است که در آیات متعددی همچون «لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه» (حج، ۴۰) و «اِن تَنصُرُوا اللَهَ یَنصُرکُم» (محمد،۷) به آن تصریح شده است. امام شهید، پس از تفسیر این آیات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه، در تیر سال۱۴۰۱ فرمودند «سنّت‌های الهی تغییرپذیر نیست. قوانین الهی، قوانین متقنی است و برای همه به طور یکسان اجرا می‌شود».

ایشان به عباداتی همچون نماز، روزه، حج و مانند آن که آیات متعددی از قرآن بدان‌ها پرداخته است، با رویکردی اجتماعی می‌نگرند؛ اقامه نماز را امری اجتماعی می‌دانند که به معنای تحقق اذکار و مفاهیم نماز در اجتماع است. به اعتقاد ایشان اگر حج نتواند زمینه‌ساز انسجام و وحدت مسلمین باشد، حجی معیار نخواهد بود. این مساله درباره بسیاری دیگر از عباداتی که در ظاهر، عباداتی فردی هستند نیز صادق است.

از مهم‌ترین مباحث مبنایی تفسیر اجتماعی، ﺑﺤﺚ اﺻﺎﻟﺖ ﻓﺮد یا ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ. این بحث در بین اندیشمندان غربی و نیز مسلمانان از بحث‌انگیزترین مسائل است. اکثر دانشمندان به بحث فرد و جامعه، از منظر فلسفی نگاه کرده اند و پاسخ آنها به این پرسش بوده است که آیا اصالت با فرد است یا جامعه؟ استاد شهید مرتضی مطهری به عنوان نمونه در پاسخ به این سوال می‌نویسد «آیا فرد اصالت دارد یا اجتماع؟ در شکل فلسفی‌تر، مساله به این شکل مطرح می شود که آیا فرد وجود دارد و جامعه، اعتباری است یا این که جامعه وجود دارد و فرد، وجود واقعی ندارد؟»

تفاوت دیدگاه امام شهید با دیگران در نوع نگاه به این مساله است. ایشان به عنوان یک مساله فلسفی به این امر نگاه نمی‌کنند و از هست و نیست فرد و جامعه نمی‌پرسند، بلکه به عنوان یک مطلب معرفتی اسلامی به آن می‌پردازند و فرد و جامعه را منسجم و مکمل یکدیگر می‌دانند «در اسلام نگاه به انسان از دو زاویه است که این دو زاویه مکمل همدیگر هستند. این نگرش می‌تواند پایه و مبنایی برای همه‌ مسائل کلان کشور و نسخه‌ای باشدکه برای آینده‌ خودمان خواهیم نوشت. این دو زاویه‌ای که اسلام از آن به انسان نگاه می‌کند، یکی نگاه به فرد انسان است؛ به انسان به عنوان یک فرد؛ به من و شما، به عنوان یک موجود دارای عقل و اختیار نگاه می کند و او را مخاطب قرار می‌دهد؛ از او مسئولیتی می خواهد و به او شأنی می دهد. یک نگاه دیگر به انسان، به عنوان یک کل و یک مجموعه‌ انسان‌هاست. این دو نگاه با هم منسجمند؛ مکمل یکدیگرند. هر کدام، آن دیگری را تکمیل می کند»

امام شهید معتقد بودند پیامبران برای نظام‌سازی در جامعه مبعوث شده اند. ایشان می فرمودند «با آمدن پیغمبر یک نظام سیاسی به وجود می‌آید. یعنی هدف این است که یک نظام سیاسی به وجود بیاید -حالا این که کدام پیغمبر توفیق پیدا کرد این کار را بکند و کدام توفیق پیدا نکرد بحث دیگری است، لکن هدف این است که یک نظام سیاسی به وجود بیاید- که بتواند این اهداف (بعثت) را با تشکیل برنامه‌ها و مناسبات اجتماعی و مناسبات گوناگون بشری تحقّق ببخشد. در این نظام سیاسی، آئین حکمرانی از کتاب خدا گرفته می‌شود که می‌فرماید «فَبَعَثَ اللهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرینَ وَمُنذِرینَ وَ اَنزَلَ مَعَهُمُ الکتبَ بِالحَقِّ لِیَحکُمَ بَینَ النّاسِ فیمَا اختَلَفوا فیه؛( بقره: ۲۱۳) «لِیَحکُمَ» یعنی «لِیَحکُمَ کتاب»؛ این کتاب حکم کند بین مردم در آنچه باید انجام بدهند و حاکم در همه‌ تنظیم‌های اجتماعی اوست».

ایشان عمل به قرآن را باعث حیات اجتماعی در ابعاد مختلف دانسته و معتقدند «پایبندی به قرآن، مایه روشن‌فکری و مایه آزادفکری و مایه به کار افتادن علم و عقل و ابتکار و تلاش است. اسلام مرده‌های اجتماعی و سیاسی را زنده کرد؛ إذا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُم؛ اسلام ملت‌هایی را که خاک مرگ بر روی آنها پاشیده شده بود و چیزی از حیات حقیقی مجتمع انسانی نمی‌دانستند، حیات و آقایی بخشید و پرچم انسانیت و دفاع از انسان‌ها را به آنها داد؛ نه فقط آن روز، امروز هم بحمدالله همین طور است».

منبع: ایرنا

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha