باشگاه خبرنگاران جوان - اومانیسم یا انسانمحوری، شالودهی فرهنگ و فلسفهی غرب پس از رنسانس است. این مکتب با نهادن انسان در مرکز تأملات خود، وعده داد که انسان را از قید سنت و دین رها کرده و به او اصالت میبخشد. اما آنچه در عمل رخ داد، نه تعالی انسان که اسارت او در چنبرهی خودخواهی و لذتگرایی بود. اومانیسم در قرائت سکولار و فردگرای خود، به تدریج همهی ارزشهای فراانسانی را به حاشیه راند و انسان را به معیار مطلق خوبی و بدی تبدیل کرد. نتیجه چیست؟ بحران معنا، فروپاشی خانواده، نسبیگرایی اخلاقی و تقدسزدایی از حیات انسانی.
نسبیگرایی اخلاقی؛ وقتی خوب و بد رنگ میبازد
یکی از پیامدهای بنیادین اومانیسم سکولار، حذف دین از ساحت اخلاق است. در این نگاه، اصول اخلاقی باید تنها بر مبنای حیات این جهان و رفاه اجتماعی تعیین شود و دین هیچ مرجعیتی ندارد. برنارد ماندویل، فیلسوف اخلاق سکولار، در کتاب «افسانه زنبوران» به جرأت اعلام کرد که فضائل اخلاقیِ برگرفته از ادیان، رذائل هستند و بالعکس. نتیجه، نسبیگرایی اخلاقی است؛ جایی که دیگر هیچ «خوب» و «بد» مطلقی وجود ندارد.
در مقابل، اسلام با تکیه بر وحی و فطرت، اخلاق را امری ثابت و الهی میداند. قرآن کریم، نیکی و پرهیزگاری را معیار کرامت انسانی معرفی میکند و انسان را به رعایت حدود الهی فرامیخواند. در نگاه اسلامی، اخلاق نه بر اساس سلیقه و منافع فردی، که بر اساس تکلیف و مسئولیت در برابر خدا و جامعه تعریف میشود.
تقدسزدایی از زندگی؛ از سقطجنین تا اتانازی
اومانیستهای سکولار بر حقوق فردی مانند سقط جنین و اتانازی (خودکشی زیر نظر پزشک) تأکید میکنند. در نگاه اومانیستی، زندگی انسان دیگر یک «امانتِ الهی» نیست که حرمت ذاتی داشته باشد؛ بلکه یک «کالا» یا «ابزار» برای تأمین لذت و رفاه فردی است. این تقدسزدایی از زندگی، ریشه در همان نگاهِ انسانمحورانهای دارد که خدا را از معادلات اخلاقی حذف کرده است.
اما اسلام، زندگی را امانتی الهی و مقدس میداند. قرآن کریم، قتل نفس را همتراز با کشتن تمام انسانها معرفی میکند و حیات را موهبتی میداند که جز در مسیر شرع، هیچکس حق تعرض به آن را ندارد. در نگاه اسلامی، انسان خلیفهی الله در زمین است و کرامت او، ریشه در جانشینی الهی دارد؛ نه در خودمحوریِ غربی.
تناقضِ اومانیسمِ مدرن؛ پروندهی سیاهِ مدعیان
شاید عمیقترین زخم بر پیکر اومانیسم، تناقضِ آشکارِ مدعیان آن باشد. اومانیسم، فردگرایی، لذتگرایی و مصرفگرایی را ترویج میکند و نهاد خانواده را به حاشیه میراند. اما سردمداران این مکتب، خودشان خلاف آن عمل میکنند.
ایلان ماسک، که خود را یک «طرفدارِ پرجمعیتی» (pronatalist) معرفی میکند و نرخ پایین زادوولد را «بزرگترین خطر پیش روی تمدن» میخواند,اکنون از چهار زن حداقل ۱۴ فرزند دارد. اما امثال او و صاحبان فرهنگ غربی که در ایران، فرهنگِ تکفرزندی و فردگرایی را ترویج میکند، خود با الگویِ خانوادههای متعدد و نامتعارف، بخشی از همان بحرانِ فرهنگیِ غرب است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، خود صاحب ۵ فرزند است و کابینهی او نیز از این قاعده مستثنا نیست. شان دافی، وزیر ترابری، ۹ فرزند دارد؛ پیت هگست، وزیر دفاع، و رابرت اف. کندی جونیور هرکدام ۷ فرزند. تیم جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نیز به تازگی چهارمین فرزند خود را به دنیا آورده است. این در حالی است که میانگین فرزندآوری در آمریکا به کمتر از ۲ فرزند به ازای هر زن رسیده است.
صهیونیستها نیز با وجود ترویج سقطجنین و کنترل جمعیت در سایر نقاط جهان، در سرزمینهای اشغالی نرخ باروری بالایی دارند. رژیم صهیونیستی با نرخ باروری حدود ۲.۹ فرزند به ازای هر زن,نهتنها در صدر کشورهای توسعهیافته قرار دارد، بلکه سیاستهای تشویقیِ فرزندآوری را در دستور کار خود دارد.
این تناقضها، ماهیتِ ریاکارانهی اومانیسمِ غربی را آشکار میسازد؛ مکتبی که برای دیگران نسخهی انفعال میپیچد، اما خودش از بقا و افزایش جمعیت غافل نمیماند.
اسلام؛ نگاهِ تمدنی به انسان
در مقابلِ این تصویرِ متناقض، اسلام با الهام از آموزههای قرآنی و سیرهی علوی، نگاهی متفاوت به انسان، خانواده و جمعیت دارد. در نگاه اسلامی، انسان نه یک «مصرفکننده» که «خلیفهی الله» است. خانواده، نه یک قراردادِ موقت که «کانونِ مودت و رحمت» است؛ و فرزندآوری، نه یک «هزینه» که «سرمایهی تمدنی» و «مایهی عزت» یک ملت است.
رهبر شهید انقلاب، بارها بر ضرورتِ فرزندآوری و جوانیِ جمعیت تأکید کرده و آن را «مایهی عزت و اقتدار ملی» دانستهاند. در منظومهی فکری ایشان، افزایش جمعیت و تسهیل ازدواج، «حلقههای بههمپیوستهای» هستند که در مقابل «الگوهای تحمیلی غرب» قرار میگیرند.
متأسفانه، نرخ باروری در ایران از ۶.۵ فرزند در دهههای پیشین، به ۱.۷ فرزند در سال ۲۰۲۵ سقوط کرده است. این یعنی جامعهی ایرانی نیز به تدریج در دامِ همان الگویِ غربی گرفتار میشود که رهبری از آن برحذر داشته بودند؛ الگویی که در آن، فرزندآوری نه یک «ارزشِ الهی» و «سرمایهی تمدنی»، بلکه یک «هزینه» «موانعِ پیشرفت» تلقی میشود.
اومانیسم، با وعدهی آزادی و تعالیِ انسان، در عمل به فردگراییِ افراطی، نسبیگراییِ اخلاقی، لذتگراییِ مصرفمحور و تقدسزدایی از حیات انجامید. تناقضِ آشکارِ مدعیان آن از ایلان ماسک و ترامپ گرفته تا صهیونیستها نشان میدهد که این مکتب، برای دیگران نسخهی انفعال میپیچد، اما خود از بقا و افزایش جمعیت غافل نمیماند. در مقابل، نگاهِ اسلامی با محوریت خدا و تکلیف، به انسان کرامت میبخشد، خانواده را کانون مودت و رحمت معرفی میکند و فرزندآوری را سرمایهی تمدنی میداند. در نبردِ تمدنها، احیایِ این نگاهِ خداپسندانه، تنها راهِ نجات از بحرانهایِ برآمده از اومانیسمِ ریاکارِ غربی است.
منبع: فارس