باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ بهعنوان یکی از قابل توجه ترین پدیدههای اجتماعی، تنها یک رویداد تاریخی محدود به یک بازه زمانی مشخص نیست، بلکه تجربهای است که میتواند برای مدتهای طولانی در ذهن و زندگی مردم باقی بماند. برخلاف برخی رویدادهای اجتماعی که بهمرور زمان کمرنگ میشوند، جنگ به دلیل گستره وسیع تأثیراتش بر اقتصاد، خانواده، فرهنگ و روابط اجتماعی، خاطراتی پایدار و گاه دردناک به جا میگذارد. این خاطرات نهتنها در ذهن افرادی که مستقیماً جنگ را تجربه کردهاند، بلکه در روایتهایی که به نسلهای بعد منتقل میشود نیز حضور دارند. اهمیت پرداختن به این موضوع از آن جهت است که تجربه جنگ برای همه گروهها و مناطق یکسان نیست و هر فرد یا جامعه، بسته به میزان نزدیکی به میدان جنگ، روایت و درک خاص خود را از آن شکل میدهد.
از سوی دیگر، مفهوم «تروما» یا آسیب روانی عمیق، نقش کلیدی در فهم پیامدهای جنگ دارد. تروما تنها به قربانیان مستقیم محدود نمیشود، بلکه میتواند کل جامعه را درگیر کند و نگاه افراد به خود، دیگران و جهان پیرامون را تغییر دهد. در سطح فردی، این آسیبها ممکن است به اضطراب، ترس مداوم و پریشانی روانی منجر شود و در سطح اجتماعی، بحران هویت، احساس ناامنی جمعی و حتی تغییر در روابط بینگروهی را به همراه داشته باشد. بررسی این لایههای پنهان و نامرئی جنگ، بهویژه در جامعهای که سالها از پایان درگیری گذشته، برای درک بهتر وضعیت سلامت روان و اجتماعی امروز ضروری به نظر میرسد.
در این خصوص، محمد نادمی، پژوهشگر جامعهشناسی در گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مازندران، بههمراه یکی از همکاران دانشگاهی خود با همراهی دانشگاه گیلان، پژوهشی را درباره تجربه پساجنگ انجام دادهاند. این پژوهش که بهطور کلی به بررسی زیست اجتماعی و حافظه جمعی مرتبط با تجربه جنگ در یکی از استانهای مرزی کشور میپردازد، تلاش کرده است با نگاهی جامعهشناختی، روایتهای مردمی را بهعنوان منبعی مهم برای فهم پیامدهای بلندمدت جنگ مورد توجه قرار دهد و وابستگی این تجربهها به بستر اجتماعی و فرهنگی را نشان دهد.
دادههای مورد نیاز این تحقیق از طریق مصاحبه با ۲۷ نفر از ساکنان استان ایلام گردآوری شده و نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شده است؛ یعنی افرادی انتخاب شدهاند که تجربه مستقیم یا غیرمستقیم از جنگ داشتهاند. تحلیل دادهها نیز با روشی انجام شده که در آن مفاهیم و الگوها بهتدریج از دل گفتههای افراد استخراج و دستهبندی میشود تا تصویر جامعی از تجربه جمعی به دست آید.
یافتههای پژوهش نشان میدهند تجربه جنگزدگی و آوارگی، تنها به گسست در زندگی روزمره محدود نمانده و زیست پساجنگ را با بحرانهای مداوم روانی و اجتماعی همراه کرده است. جنگ در حافظه جمعی مردم ایلام بهعنوان یک فاجعه تروماتیک ثبت شده که آثار آن در نسلهای مختلف دیده میشود. این تجربه مشترک، نوعی هویت جمعی مبتنی بر جنگزدگی ایجاد کرده که میتواند مانعی برای توسعه فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد.
بر اساس یافتههای این تحقیق که در فصلنامۀ «مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه خوارزمی منتشر شدهاند، حافظه جمعی جنگ، مجموعهای از خاطرات و زخمهای عاطفی مشترک است که نقش مهمی در شکلگیری هویتهای اجتماعی دارد. این حافظه میتواند جامعه را متحد کند یا برعکس، شکافهایی را بازتولید کند.
روایتهای مردم ایلام از جنگ، تنها بازگویی رویدادها نیست، بلکه بازتاب تجربههای عمیق و دردناکی است که همچنان در زندگی امروز آنها حضور دارد و نشاندهنده تداوم جنگ در لایههای نامرئی روان و فرهنگ است. جنگ علاوه بر آسیبهای روانی، همواره با جراحات شدید جسمی همراه بوده و توسعه ابزارهای درمانی، پاسخی به این واقعیت تلخ است. پرداختن همزمان به آسیبهای جسمی و روانی، اهمیت نگاه جامع به پیامدهای جنگ را برجسته میکند.
مجریان این پژوهش در انتها اشاره کردهاند که برای کاهش آثار تروماتیک زیست پساجنگ، توجه به روایتهای غیررسمی جنگزدگان، حمایت اجتماعی و برنامهریزی برای توسعه همهجانبه مناطق جنگزده ضروری است؛ رویکردی که میتواند در بلندمدت به التیام زخمهای حکشده در حافظه جمعی کمک کند.
منبع: ایسنا