باشگاه خبرنگاران جوان - میدانید که نحوه مبارزه بازیکنها در نتیجه بازی اثر دارد، اما پشیمانی بعد از اشتباه بیفایده است. حالا اگر بشنوید خود ما هم در زندگی یک عالمه پاس گل اشتباه میدهیم و روحمان هم خبر ندارد چه میکنید؟!
فرض میکنیم هدفمان از زندگی را شناختهایم. اما چندتا مانع در این مسیر میآیند و مدام تابلوی توقف را نشان میدهند. خب حالا چطور باید از دست این موانع راحت شویم تا گل پیروزی را بزنیم؟
برای پیدا کردن جواب این سوال، سراغ حجت الاسلام محسن بختیاری رفتم.
او که معاون توانمندسازی مدارس صدرا، استاد دورههای تربیت مربی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و مدیر پژوهش موسسه وحی و عترت است میگوید: «در راه رسیدن به آرزوها، بحث مبارزه خیلی داغ است! نوجوان قوی باید با مانعهایی که بین او و آرزویش فاصله انداخته؛ سفت و سخت مبارزه کند.»
از ایشان آدرس موانع را میپرسم. چرا که مبارزه بدون شناخت ممکن نیست. مثلا شما تا ندانی دروازه حریف کدام طرف است؛ چطور میخواهی برنده شوی؟
«قبل از هر چیز باید بدانید ما با دو دسته مانع طرف هستیم. موانع بیرونی و خارجی که هر دو نوجوان را از رسیدن به هدفش دور میکند.
کار دشمن درونی این است که آدم را با خودش سر جنگ بیندازد! اما چطور؟
مثلا شما میدانید که برای پیشرفت در برنامه نویسی باید زبان انگلیسی را خوب یاد بگیرید. اما موقع کلاس زبان رفتن، خواب را ترجیح میدهید!
شما وقتی قوی میشوید که از پس تنبلی برآمده و کارهایتان را به خاطر آن نصفه و نیمه رها نکنید. روش مقایسه را هم این طور انجام دهید: هر روز نسبت به دیروز، یک درجه کمتر تنبل باشید.
حالا شما تا کلاس زبان رفتید؛ ولی حوصله گوش دادن به نکات گرامری را نداشته باشید! خب حالا تکلیف برنامه نویسی چه میشود؟!
باید با انگیزه بالا، بیحوصلگی را کنار بزنید.
میدانید چرا حین رانندگی صحبت کردن با تلفن ممنوع است؟ برای این که تمرکز راننده به صحبت است و این باعث میشود دیر تصمیم بگیرد.
نوجوان هم برای رسیدن به آرزوهایش در جادهای پر از منظره و اتفاق است. اما اگر با هر چیز کوچکی حواسش پرت شود؛ از جاده منحرف میشود. باید یاد بگیریم چگونه روی هدفهایمان تمرکز کنیم.
گاهی نوجوان برنامههای خوبی دارد، اما حال تلاش را ندارد! همه نوجوانها وظیفه دارند ورزش کنند، تغذیه سالم داشته باشند و مراقب سلامتی خود باشند. یادتان باشد که جسم سالم، بیحوصلگی را کنار میزند.
کنترل میل، یعنی هر چه دلمان دستور داد را اطاعت نکنیم. وجود میل به غذا اگر نباشد؛ از گرسنگی خواهیم مرد!
اما برای داشتن بدنی سالم، میلمان را به غذا خوردن کنترل میکنیم.
حالا این کنترل را در همه چیز در نظر بگیرید. اگر دلتان بخواهد به همه پیشنهادات دوستتان گوش بدهید، پس کی برای آرزوهای شما تلاش کند؟
غضب و خشم هم گاهی لازم است، اما اگر نتوانید کنترلش کنید و هنگام عصبانیت متوجه حرفتان به مادر و پدر یا دیگران نباشید؛ از نوجوان قوی عقب ماندهاید.
شاید شنیده باشید بعضیها بعد از یک کار اشتباه میگویند: «نمیدونم چرا یه لحظه این طوری شد!»
همه ما قوه عقل را داریم، اما غفلت از دستورهای عقل، ضرر بزرگی میزند.
در دین ما شراب خوردن نهی شده، زیرا قدرت تفکر را از انسان میگیرد. مواد مخدر هم همین طور هستند.
با مصرف آن انسان متوجه نمیشود چه کاری انجام میدهد. خب نوجوانی که از کارهایش آگاه نباشد؛ چطور در مسیر آرزوهایش حرکت کند؟»
«دوست نادان!
حتما پیش آمده قبل از کارهایتان با دوستی مشورت کنید. حالا اگر آن دوست راه درست را بلد نباشد یا به عمد مشورت اشتباه بدهد؛ تکلیف هدفی که آخر جاده منتظر شماست چه میشود؟
وقتی کسی با استقلال کشور شما دشمنی دارد و چشمهایش دنبال منابع کشور شماست، پیشرفت شما را هم نمیخواهد.
نوجوان قوی شاید از عملکرد برخی از بزرگترها انتقاد داشته باشد، اما وقتی دشمنی دنبال آسیب زدن به وطن او باشد؛ پای دفاع از کشور خود میماند. نوجوان قوی میداند وقتی که دشمن کشورش را چند تکه کند و قدرت را از سرزمینش بگیرد، میدان رشد نوجوان را با خود برده.»
اما فایده این همه زحمت کشیدن چیست؟ چرا آرزوها این قدر از ما دور هستند؟
حجت الاسلام بختیاری میگوید: «آدمی که بین خودش و آرزویش مانعی نداشته باشد؛ اصلا رشد نمیکند.
عمری که در این زندگی به ما داده میشود برای این است که با اراده خودمان را قلهای که میخواهیم برسانیم. در مسیر این قله زحمت بکشیم، زمین بخوریم، بالا و پایین بشویم و رشد کنیم.
برای رسیدن به نوک قله، باید قدرتهای نهفته خود را کشف و مدیریت کنیم؛ و البته امیدوار باشیم که ما همراه با ایران عزیزمان، به قله خواهیم رسید.»
منبع: فارس