باشگاه خبرنگاران جوان - در فرهنگ ایرانی همواره میهن دوستی ارزش والایی داشته است. در جنگهای مختلف رشادت سربازان ایرانی زبانزد عام و خاص بوده است. موتور محرکه این رشادتها نیز مواردی، چون میهن دوستی بودن است.
مام میهنی همواره برای مردمان ایران زمین جزو ارزشهای مهم بوده که جان خود را نثار آن کردهاند. از فردوسی بزرگ که شاهنامهاش پر از تعابیر و روایتهای مختلف از پهلوانان ایرانی در بخش وطن دوستی است گرفته تا دیگر آثار و میراث ادبی و فرهنگی کشور وطن جایگاه ویژهای به خود اختصاص دارد.
هر چند در طول تاریخ افراد خائن به ملت و کشور کم نبودند، اما اینچنین بیوطنی و التماس به بیگانگان تنها در یک دوره بیش از هر زمان بوده است و یکی از موارد مهم انقلاب اسلامی نیز بازگشت به خویشتن خویش در برابر استعمار بوده که سعی داشته ملیت و میهن گرایی را در ایرانیان خنثی و کمرنگ کند.
اما حالا رسانههایی، چون ایران اینترنشنال و منوتو با افرادی خودفروخته و وابسته به صهیونیستها و مجریان و عواملی که با وجود تکلم به زبان فارسی خود را آمریکایی میدانند، سعی دارند خیانت به وطن را به ارزش و وطن گرایی را بی ارزش و حتی برعکس جلوه دهند.
تخریب فرهنگ سیاسی با درونمایه استعماری چیزی است که در این حوزه به وضوح دیده میشود. قدرت نمایی برای آمریکا و بی اثر و تقلیل دستاوردهای ملی در این شبکهها آشکارا دیده میشود. فضای فرهنگی که به مردم قالب میشود اگرچه روکش ملی گرایی دارد، اما با درونمایه خیانت به وطن و پرورش ناخودآگاه نگرش تسلیم و تقویت رویکرد استعماری همراه است.
این فرقه در حمله آمریکا به ایران اگرچه شاید تأثیر مستقیم نداشته باشد، اما تسهیل کننده این موضوع بوده و چندین بار ترامپ برای توجیه حمله نظامی به ایران از رضایت افکار عمومی صحبت کرد که دقیقاً اشاره به همین جماعت خارج نشین بود که همواره از رئیسجمهور آمریکا درخواست حمله نظامی داشته و در برابر تجاوز به کشورمان از ترامپ قدردانی کردند.
دختر رضا پهلوی در توییتی تقدیر آمیز زیر پست ترامپ این موضوع را مطرح کرد. خود رضا پهلوی بارها در رسانههای غربی خواستار حمله نظامی به کشورمان شده و حتی موضوع را چند روز پیش دوباره مطرح کرد.
این موارد نشان میدهد که تفکر استعماری در این افراد رسوخ کرده است. آنچه این روند را شتاب داده در خشونت طلبی، فحاشی و همچنین رفتار اوباشگری این افراد است که به عنوان لوزر یعنی بازنده در خارج از ایران شناخته میشوند.
آنچه از بررسی تاریخی و سیاسی رفتار سلطنتطلبان خارج از کشور به دست میآید، حکایت از یک آسیب عمیق در گفتمان سیاسی این فرقه دارد که متاسفانه سعی دارد آن را به فرهنگ سیاسی ایران تزریق کند که تا به امروز هیچگاه به این شکل به عنوان یک رفتار اجتماعی در ادوار مختلف تاریخ ایران زمین رخ نداده است و دستپخت فرقه پهلوی است.
این جریان که خود را وارث «ملیگرایی شاهنشاهی» میداند، در عمل به نقطهای معکوس رسیده است. ملیگرایی آنها نه در خدمت استقلال و عزت ایران، بلکه در خدمت قدرتهای فرامنطقهای و سلطهگر تعریف میشود.
اتکای این جریان به بیگانگان برای تغییر وضعیت سیاسی ایران، ریشه در ماهیت تاریخی سلطنت پهلوی دارد – نظامی که خود زاییده کودتای خارجی و وابسته به قدرتهای غرب بود؛ بنابراین رفتار امروز سلطنتطلبان، نه یک انحراف عارضی که ادامه طبیعی همان منطق وابستگی است.
تفاوت آنها با دوره پهلوی این است که اکنون دیگر پوشش «حاکمیت ملی» را هم ندارند و عریانتر از همیشه، همکاری با دشمنان ایران را به رخ میکشند.
کاری است که رسانههایی مانند ایران اینترنشنال و منوتو انجام میدهند و آن فراتر از خبر یا تحلیل سیاسی دروغ و کذب است. آنها یک بازتعریف معنایی از مفاهیم بنیادین (وطن، خیانت، مقاومت) را پیش میبرند.
در این بازتعریف «وطن» از سرزمین و مردم و «نظام سیاسی» جداست. «مقاومت در برابر دشمن» به حاشیه رفته و جنگ داخلی را ترویج میکند و در نهایت، «همکاری با دشمن خارجی» به عنوان «تنها راه نجات» وانمود میشود!
این دقیقاً همان چیزی است که «فرهنگسازی خیانت» نامیده میشود. وقتی دختر رضا پهلوی از ترامپ به خاطر تهدید ایران تقدیر میکند، همسرش پست تشویقی حمله اسرائیل را منتشر میکند و یا خود او بارها از رسانههای غربی بمباران کشورش را درخواست میکند، این دیگر «اختلاف سیاسی» نیست؛ این عبور از مرز شهروندی به سمت خیانت آشکار است.
شواهد متعددی نشان میدهد این تلاشها در درون ایران موفق نبوده است. مردم ایران با وجود کم و کاستیها، بارها نشان دادهاند که میان «انتقاد از نظام» و «همآوایی با دشمن» تفاوت قائلند. از همین رو، سلطنتطلبان خارج از کشور در اقلیتی به شدت محدود، تندرو و خشن و رو به زوال قرار دارند و رسانههایشان بیش از آنکه در داخل ایران تأثیرگذار باشند، در میان همان جمعیت محدود خارجنشین (و عمدتاً نسل اول و دوم) مخاطب مییابند.
فرقه پهلوی امروز یک پروژه سیاسی شکستخورده است که نه پشتوانه مردمی دارد، نه برنامه قابل قبولی برای آینده ایران، و نه وجدانی برای شرم از همراهی با دشمنان ایران. تنها کارویژه آن، تبدیل شدن به ابزار فشار روانی و تبلیغاتی دشمنان این مرزوبوم است. اما تاریخ نشان داده ملتی که در برابر هجوم مغول، تیمور، عثمانی، روس، انگلیس و صدام ایستاده، از عهده «لوزرهایی» که پشت میزهای رسانههای غربی ژست میهنپرستی در عین خیانت میگیرند، به راحتی برمیآید.
منبع: فارس