باشگاه خبرنگاران جوان- ورق زدن چند صفحه از کتاب تاریخ کشورمان کافی است تا نقطه شروع این فشارها را پیدا کنیم. ماجرای فشارهای حداکثری که از خارج به ما وارد میشود، از روز اول تولد انقلاب اسلامی شروع شد. اما چرا چنین شرایطی پیش آمده؟
برای پیدا کردن جواب این سوال باید با ذرهبین به دشمنان خودمان نگاه کنیم و بفهمیم ویژگی آنها چیست؟
با یک بررسی ساده میفهمیم دولتهای مخالف با ما یک وجه اشتراک دارند. سلطهگری و دیکتاتوری!
البته اولین تلاش آنها این است که بگویند دشمنی وجود ندارد تا کسی خیال مبارزه نکند.
اما بررسی چند نکته به شناختن دشمن آمریکایی و انگیزههایش کمک میکند.
چرا قبل از انقلاب، آمریکاییها با ما مشکل نداشتند؟
آن روزها، شاهرگ حیاتی کشور نه دست ما بلکه دست استعمارگران بود. تصمیمهای مهم سیاسی را ایرانیها نه، آمریکاییها و مطابق نیاز خودشان میگرفتند. با رفتن پهلوی، دست آمریکا از تمام منافعی که داشت کوتاه شد. با این حساب هنوز هم چشمشان دنبال روزهای خوش استعمار است!
جمهوری اسلامی دقیقا برعکس استکبار و خواستههای اوست. اصلا جمهوری اسلامی در مخالفت با استکبار بود که متولد شد.
استکبار یعنی قلدری، آدمکشی و شرم نکردن. استکبار میآید دم در خانه شما. لگدی میزند و بدون خجالت هرچه که بخواهد را میبرد. حالا مهم نیست پشت در این خانه یک کشور باشد، یک ملت یا یک گروه خاص.
امروز استکبار یک تیم بزرگ و جهانی برای خودش ساخته. رئیس که آمریکا باشد، سربازهای کوچک و بزرگی برای خودش دارد و دستور شکستن و دزدیدنهای بیشتر را میدهد.
انقلاب اسلامی، اما نه تنها اجازه شکستن در را نداده. بلکه سفت و سخت مراقب است کسی به این خانه نگاه چپ نکند. همین مقاومت حال استکبار و آمریکا را گرفته و باعث شده تلاش کنند به هر قیمتی مانع ما باشند.
جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا بود که جنگ میان ایران و عراق شروع شد. صدام دنبال تسلیحات نظامی میگشت و کارتر به کمک او رفت!
رئیس جمهور بعدی رونالد ریگان بود. در زمان ریاست جمهوری او دو موشک از ناو نیرو دریایی ایالات متحده آمریکا به سوی هواپیمای ایرانی شلیک شد. شلیکی که تمام مسافران و خدمه ایرانی هواپیما را به شهادت رساند.
از آن روزها تا امروز که سومین جنگی که با چشم خودمان دیدیم، همگی نشانه یک چیز است، دشمنی آنها با ما تمام شدنی نیست و ما باید پای مقاومت خود، بمانیم.
منبع: فارس