باشگاه خبرنگاران جوان - قرآن در آغاز سوره نجم، پس از اثبات حقانیت وحی، مستقیماً سراغ مشهورترین بتهای عرب جاهلی میرود «لات»، «عُزّی» و «مناة». این آیات تنها روایت یک واقعه تاریخی نیست، بلکه پرده از خرافهای برمیدارد که سالها ذهن مردم را اسیر خود کرده بود.
سوره نجم با یکی از پرصلابتترین آغازهای قرآن شروع میشود، سوگندی به ستاره «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى». علامه طباطبایی در المیزان این افتتاحیه را مقدمهای برای اثبات حقانیت وحی و نفی هرگونه تردید درباره رسالت پیامبر اکرم (ص) میداند.
آیات ۱ تا ۲۶ این سوره، از یک سو حقیقت ارتباط پیامبر با عالم وحی را ترسیم میکند و از سوی دیگر، پایههای اعتقادی مشرکان را که بر گمان، تقلید و خرافه استوار شده بود، یکی پس از دیگری فرومیریزد. محور اصلی این بخش از سوره آن است که دین الهی بر یقین بنا شده، نه بر خیال و حدس.
پیامبری که از روی هوس سخن نمیگوید
پس از سوگند آغازین، قرآن میفرماید که «مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى». این آیات، هم سلامت فکری و اخلاقی پیامبر را اثبات میکند و هم منشأ سخنان او را. مقصود این نیست که تنها هنگام نزول قرآن از روی هوا سخن نمیگوید بلکه آنچه به عنوان پیام الهی بیان میکند، سراسر برخاسته از وحی است، نه میل شخصی یا تخیل.
تعبیر «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»، پاسخ روشنی به اتهام مشرکان است که قرآن را ساخته ذهن پیامبر میپنداشتند. قرآن تأکید میکند که سرچشمه این سخنان، خداوند است و پیامبر تنها امانتدار وحی است.
معلم وحی کیست؟
در ادامه، آیات از موجودی سخن میگویند که «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى»؛ همان فرشته وحی، جبرئیل. علامه طباطبایی با استناد به سیاق آیات، معتقد است منظور از «شدیدالقوی» جبرئیل است که با قدرت و استحکام ویژهای مأمور رساندن پیام الهی است. سپس قرآن صحنهای از ملاقات پیامبر با فرشته وحی را توصیف میکند «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى». المیزان تصریح میکند که این تعبیرها نباید به معنای نزدیکی مکانی خداوند دانسته شود، بلکه بیانگر شدت قرب، ارتباط و شهود پیامبر نسبت به فرشته وحی است. در این مرحله، پیامبر حقیقتی را مشاهده میکند که فراتر از ادراک معمول انسانهاست.
رؤیتی که توهم نبود
یکی از مهمترین فرازهای این بخش، آیه «مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى» است. قرآن با این تعبیر، هرگونه احتمال خطا، خیال یا توهم را نفی میکند. آنچه پیامبر (ص) مشاهده کرد، حقیقتی عینی بود، نه رؤیایی ذهنی و نه تصویری خیالی.
همچنین در آیات بعدی میخوانیم که «وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى». المیزان این آیات را اشاره به مشاهده دوباره جبرئیل در جایگاه ویژه عالم ملکوت میداند. در ادامه نیز تأکید میشود که «مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى» یعنی چشم پیامبر نه دچار انحراف شد و نه از حقیقت فراتر رفت. این تعبیر، نهایت دقت، اطمینان و عصمت در دریافت وحی را نشان میدهد.
وقتی بتها فقط اسم هستند
پس از اثبات حقیقت وحی، سوره ناگهان به سراغ مهمترین باور مشرکان میرود، پرستش لات، عزی و منات «أَفَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى * وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى». قرآن با طرح این نامها، از مشرکان میخواهد برای باور خود دلیل بیاورند. آیا این بتها حقیقتی دارند یا تنها نامهایی هستند که نسلهای گذشته ساختهاند؟
در ادامه، قرآن باور عجیب آنان را نیز نقد میکند، اینکه فرشتگان را دختران خدا میدانستند «أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنثَى». قرآن این تقسیمبندی را کاملاً ناعادلانه معرفی میکند، زیرا همان کسانی که دختر را برای خود نمیپسندیدند، آن را به خدا نسبت میدادند.
این استدلال تنها نقد یک عقیده تاریخی نیست، بلکه نشان میدهد هر عقیدهای که بر احساسات، تقلید یا فرهنگ عمومی استوار باشد و پشتوانه برهانی نداشته باشد، در برابر منطق وحی فروخواهد ریخت.
خطر پیروی از حدس و گمان
جمعبندی این بخش از سوره در آیات پایانی این فراز دیده میشود، آنجا که میفرماید «إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ». ریشه انحراف مشرکان نه کمبود اطلاعات، بلکه پیروی از گمان و خواهشهای نفسانی بود. در مقابل، وحی الهی انسان را از فضای حدس و خیال بیرون میآورد و به یقین میرساند.
آخرین آیات این بخش نیز هشدار میدهد که حتی آرزوهای انسان نیز واقعیت را تغییر نمیدهد «أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى * فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى». مالکیت و تدبیر جهان تنها در اختیار خداست و حتی فرشتگان نیز بدون اذن او حق شفاعت ندارند «وَکَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا...».
آیات آغازین سوره نجم یک حقیقت بنیادین را ترسیم میکند، ایمان واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان میان وحی الهی و گمانهای بشری مرز روشنی بکشد. پیامبر (ص) حقیقت را از سرچشمه وحی دریافت کرده است، اما مشرکان باورهای خود را از تقلید، خرافه و آرزو گرفتهاند.
این تقابل، تنها مربوط به عصر جاهلیت نیست هر جامعهای که حقیقت را با شایعه، احساسات یا خواستههای خود جایگزین کند، همان راهی را خواهد رفت که قرآن آن را راه «ظن» نامیده است.
منبع: فارس