باشگاه خبرنگاران جوان - افت ۵ درصدی قیمت نفت در روز جمعه بعد از خبر میانجیگری چین، فقط یک نوسان ساده در بازار نبود. بازار دارد این پیام را میدهد که احتمال رسیدن به یک توافق یا دستکم آتشبس، بیشتر از قبل شده است.
اما اینجا یک سؤال مهم وجود دارد؛ آیا آمریکا واقعاً دنبال پایان جنگ است؟به نظر من، نه.
مطلوبترین وضعیت برای آمریکا، نه جنگ تمامعیار است و نه صلح واقعی. بهترین سناریو برای واشنگتن، همان چرخه «جنگ، آتشبس، نهجنگ-نهصلح» است؛ چرخهای که هر چند وقت یکبار با یک آتشبس کوتاه، بازارها آرام شوند، قیمت نفت پایین بیاید، قیمت بنزین در آمریکا کنترل شود و دولت آمریکا کمی نفس بکشد. بعد دوباره تنشها از سر گرفته شود و اهرم فشار روی ایران حفظ بماند.
در چنین مدلی، آمریکا هر بار فرصت پیدا میکند فشار اقتصادی داخل کشورش را مدیریت کند، اما ایران در یک جنگ فرسایشی گرفتار میشود؛ هم باید هزینه جنگ را بدهد، هم هزینه بازسازی را، هم با ناترازیهای اقتصادی و فشار تحریمها دستوپنجه نرم کند و در نهایت هم چیزی از مذاکرات نصیبش نشود.
به نظر میرسد تهران دقیقاً این بازی را دیده است. به همین دلیل، برخلاف تصور برخی، ایران فعلاً علاقهای به بازگشت به همان چرخه قبلی ندارد. از نگاه ایران، اگر قرار باشد دوباره آتشبس موقت برقرار شود و چند ماه بعد همهچیز از نو شروع شود، نتیجهای جز فرسایش بیشتر اقتصاد کشور نخواهد داشت. این را می توان در بیانیه های سپاه و سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا دید. «دو امریکایی به ازای هر شهید ایرانی و یا دیگر فرصت پر کردن ذخایر را نمی دهیم.»
برای همین هم ایران تلاش میکند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا بالا ببرد؛ آنقدر بالا که واشنگتن دیگر نتواند با یک آتشبس موقت، اوضاع را مدیریت کند و دوباره به همان بازی همیشگی برگردد.
از طرف دیگر، خود آمریکا هم امروز زیر فشار است. گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد ذخایر برخی موشکهای هواپایه و دریاپایه این کشور تحت فشار قرار گرفته و در حملات اخیر، استفاده از موشکهای زمینبهزمین بیشتر شده است. همزمان نرخ اوراق قرضه ۳۰ ساله آمریکا به بالاترین سطح خود در حدود ۱۹ سال گذشته رسیده و هزینه تأمین مالی دولت را افزایش داده است. ذخایر نفتی به مرحله اضطراری رسیده و به پایین ترین میزان دهه اخیر خود رسیده. ادامه جنگ، برای واشنگتن ارزان نیست.
رفتار ترامپ هم این فشار را نشان میدهد. او در سه روز گذشته چندین پیام متناقض منتشر کرده؛ یک روز از حمله بیسابقه حرف میزند، یک روز از حمله به زیرساخت به ازای آسیب کشتی. یک روز از اختصاص پول بلوکه شده به کشتی ها و ... . این بلاتکلیفی بیشتر شبیه آن است که آمریکا هنوز نتوانسته راه خروج مناسبی از بحران پیدا کند.
در این میان، ورود چین شاید مهمترین تحول روزهای اخیر باشد. پاکستان بهتنهایی نمیتوانست تضمینکننده اجرای هیچ تفاهمی باشد، اما چین داستان متفاوتی دارد. پکن بزرگترین ذینفع ثبات انرژی در منطقه است و اگر احساس کند ادامه جنگ امنیت انرژیاش را تهدید میکند، میتواند با وزن سیاسی و اقتصادی خود، طرفین را به سمت یک توافق واقعیتر سوق دهد.
بنابراین اگر امروز صحبت از آتشبس میشود، نباید تصور کرد که آمریکا به اهدافش رسیده است. اتفاقاً میتوان اینگونه هم تحلیل کرد که واشنگتن، زیر فشار هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی، به دنبال فرصتی برای تنفس است؛ فرصتی که هم بازار نفت را آرام کند و هم فشار داخلی بر دولت ترامپ را کاهش دهد.
اما ایران ظاهراً این بار قصد ندارد به سادگی وارد همان چرخه قدیمی شود. اگر قرار است توافقی شکل بگیرد، از نگاه تهران باید به پایان واقعی این بحران منجر شود، نه فقط یک وقفه کوتاه برای اینکه آمریکا دوباره خود را بازسازی کند و چند ماه بعد، دور جدیدی از فشارها را آغاز کند.
منبع: فرهیختگان