گری لینه‌کر، ستاره سابق فوتبال است که وقتی پای جان انسان‌ها و خون کودکان به میان آمد، محافظه‌کاری را کنار گذاشت و از رسانه‌ متبوعش اخراج شد.

باشگاه خبرنگاران جوان - «اتفاقی که در غزه می‌افتد کشتار هزاران کودک است؛ مگر می‌شود با دیدن این خبر بی‌طرف بود؟» این جمله‌ گری لینه‌کر، ستاره سابق فوتبال و مجری سرشناس شبکه‌ بی‌بی‌سی است. هرچند لینه‌کر در دوران فوتبالش به بازیکنی بی‌حاشیه مشهور بود، اما در دنیای رسانه شمایل یک یاغی تمام‌عیار را به خود گرفت. 

اما چرا این آدم آرام، ناگهان یاغی شد؟ لینه‌کر به نقطه‌ای رسید که فهمید خبر هدف قرارگرفتن بیمارستان و مدرسه هزاران بار مهم‌تر از تحلیل مسابقات فوتبال و نشستن روی صندلی پرمخاطب‌ترین برنامه ورزشی بریتانیا یعنی (Match of the Day) است. او این یاغی‌گری و عصیان را در مسیر دفاع از انسانیت به کار بست؛ درحالی‌که انگار برخی چهره‌های رسانه‌ای ما، تلقی کاملاً متفاوت و عافیت‌طلبانه‌ای از مفهوم یاغی بودن دارند. 

مردی که وقتی پای جان انسان‌ها و خون کودکان به میان آمد، محافظه‌کاری را کنار گذاشت و بابت همین صراحت لهجه، از رسانه‌ متبوعش اخراج و تعلیق شد. او فقط حرف نزد؛ تاوان داد. دلش به اسپانسر‌ها و یوتیوب و اینستاگرام هم نمی‌توانست گرم باشد و کی‌یر استارمر، عالی‌ترین مقام وقت اجرایی انگلیس هم برای بازگشتنش حرفی نزد. هزینه‌های هنگفت مالی را به جان خرید، موقعیت‌های پردرآمدش را در خطر دید و حتی از پوشش مسابقات بزرگی مثل جام جهانی کنار گذاشته شد.

لینه‌کر تنها شد، بدون حلقه‌های رسانه‌ای؛ اما پای انسانیت ایستاد و عقب‌نشینی نکرد. او ثابت کرد حرمت خون انسان‌ها و مظلومیت کودکان، بسیار باارزش‌تر از قرارداد‌های چند میلیون پوندی و محافظه‌کاری‌های رایج در دنیای رسانه است؛ درس بزرگی از یک یاغی‌گری اصیل که تفاوت معناداری با ژست‌های ترکیب شده از فیلم‌های هندی و فیلمفارسی دارد.

چرا کسی از باکینگهام برای لینه‌کر موضع نگرفت؟ 

چند ماه بعد و کیلومترها آن‌طرف‌تر از ساختمان مرکزی بی‌بی‌سی، عادل فردوسی‌پور در چند دقیقه خودش را تبدیل به چهره اصلی وایرالی شبکه‌های اجتماعی می‌کند. برنامه فردوسی‌پور به‌خاطر موضع‌گیری مهمانش فیلتر می‌شود؛ اما آیا فردوسی‌پور هم مانند لینه‌کر بایکوت می‌شود؟ یا اینکه مجری ۵۱ساله «۳۶۰»، قرار است اسمش به پاستور برسد؟

حالا برای یک لحظه تصور کنید ‌گری لینه‌کر یک چهره‌ رسانه‌ای در ایران بود. مردی که در بریتانیا برای کودکانی در هزاران کیلومتر دورتر (در غزه)، آن‌گونه عصیان کرد و آینده‌ شغلی‌اش را به خطر انداخت، اگر در مواجهه با فاجعه‌ای در خاک خودش قرار می‌گرفت، چطور واکنش نشان می‌داد؟ تصور کنید لینه‌کر ایرانی با فاجعه‌ هولناک بمباران مدرسه‌ میناب روبه‌رو می‌شد؛ با خبر ویرانگر پرپر شدن ۱۶۸ انسان و کودکی که چنان زیر آتش و آوار سوختند که حتی پیکر و اثری از آن‌ها باقی نماند. آیا لینه‌کری که برای جان انسان‌ها در غزه، از جام جهانی و اجرای (Match of the Day) گذشت، در برابر خاکستر ۱۶۸ هم‌وطن و کودک مدرسه‌ میناب سکوت می‌کرد؟ آیا حاضر می‌شد پشت نقاب بی‌طرفی رسانه‌ای پنهان شود تا اسپانسر‌ها و مخاطبان خاصش را از دست ندهد؟ 

پاسخ کاملاً روشن است. او به‌جای آنکه برای محدودیت یا تعطیلی برنامه‌ شخصی‌اش روی آنتن بغض کند و اشک بریزد، تمام اعتبار و رسانه‌اش را وقف فریادزدن نام آن ۱۶۸ بی‌گناه می‌کرد. او در پلاتو‌هایش با کلمات بازی نمی‌کرد تا مقصر این جنایت جنگی را در هاله‌ای از ابهام نگه دارد؛ بلکه با همان صراحتی که به سیاست‌های بی‌بی‌سی تاخت، انگشت اتهام را مستقیماً به سمت عاملان این کشتار نشانه می‌رفت.

یاغی‌های اصل، فرصت‌طلب نیستند

تفاوت یک یاغی واقعی دغدغه‌مند با یک سلبریتی فرصت‌طلب دقیقاً در همین نقطه عیان می‌شود. یکی برای جان انسان‌ها در آن‌سوی دنیا، زیر میز بزرگ‌ترین جایگاه رسانه‌ای جهان می‌زند و دیگری در داخل، داغ ۱۶۸ کودک و هم‌وطنش را در لابه‌لای جملات خنثی، شاعرانه و دوپهلو پنهان می‌کند تا مبادا به پرستیژ بی‌طرفی‌اش خشی بیفتد و تبدیل به سوژه وایرالی شبکه‌های اجتماعی بشود. تا پیش از جنگ اخیر در غزه، روال معمول در مواجهه با جنگ‌ها و بحران‌های بین‌المللی، تقریباً خنثی بود؛ اما در جریان جنگ غزه و کشتار بی‌رحمانه غیرنظامیان، معادلات به کلی تغییر کرد.

ابعاد فاجعه و توحش رخ‌داده چنان گسترده بود که دیوار سکوت مصلحت‌اندیشانه در هالیوود فروریخت. بسیاری از ستارگان سینما، از بازیگران برنده اسکار تا کارگردانان مطرح، نتوانستند در برابر چشمان وحشت‌زده کودکان و بمباران مداوم بیمارستان‌ها بی‌تفاوت بمانند. آن‌ها صدای اعتراض خود را بلند کردند و با وجود قرارگرفتن در لیست سیاه؛ اما مرعوب نشدند. پای حرفشان، شرافتشان و خون‌های به‌ناحق ریخته‌شده ایستادند و تن به سازش و سکوت ندادند.

اما تماشای این ایستادگی تحسین‌برانگیز در آن‌سوی مرز‌ها، بار دیگر آینه‌ای تلخ در برابر رفتار برخی سلبریتی‌ها و چهره‌های رسانه‌ای داخلی قرار می‌دهد. در اینجا ما با پدیده‌ عجیبی به نام هزینه‌نمایی مواجهیم! چهره‌هایی که در امن‌ترین نقطه ایستاده‌اند، کمترین گزندی به درآمد‌های کلان و ساختار برنامه‌سازی‌شان وارد نشده؛ اما با ژست‌های نمایشی و بغض‌های مهندسی‌شده، ادعای پرداخت هزینه دارند.

گاهی اشک ریختن سرمایه‌گذاری است

تفاوت میان یک سوپراستار هالیوودی که برای دفاع از جان انسان‌ها، قید نقش‌آفرینی در فیلم‌های چندصد میلیون دلاری را می‌زند و قراردادش فسخ می‌شود، با مجری وطنی که برای توقف برنامه‌ شخصی‌اش روی آنتن اشک می‌ریزد؛ اما در برابر قطعه‌قطعه‌شدن کودکان سکوت می‌کند، در معنای واقعی هزینه دادن است. اولی اعتبار، جایگاه و جیبش را فدای حقیقت و انسانیت می‌کند و دومی از حقیقت و جان آدم‌ها عبور می‌کند تا مبادا به ویترین محبوبیت، اسپانسر‌ها و پرستیژ بی‌طرفی‌اش خدشه‌ای وارد شود و در نهایت با چند قطره اشک برای رسانه‌ خودش، نقش یک قهرمان هزینه‌داده را بازی می‌کند.

قهرمانانی که فقط در قاب بسته‌ دوربین خودشان شجاع هستند؛ اما در میدان واقعی دفاع از انسانیت، عافیت‌طلبان بزرگ تاریخ هستند. جام ۲۶ جریانات اصلی سیاسی و فرهنگی را روشن کرد. تمام این نگاه‌ها هم به فینال رسید و طرفدار اسپانیا بودن و طرفدار آرژانتین بودن، مردم را در دو قطب مختلف قرار می‌داد. قطبی که استعاره‌ای شده بود از جدال مقاومت و اسرائیل. جغرافیایی که شاید در جام‌جهانی حضور نداشت؛ اما تمام جهان را دچار یک شکاف عمیق کرد.

در این بین چهره‌های هالیوودی و حتی تماشاگران هم خودشان را باز تعریف کردند. همه‌چیز مشخصاً سیاسی شده بود. با این حال برخی برنامه‌های ورزشی داخلی همچون «۳۶۰»، خودشان را در نسبت با این جدال‌ها در موضع اینفانتینو ‌قرار می‌دهند؛ اما در نسبت با مذاکرات مسقط و... خودشان را ملزم به موضع‌گیری می‌دانند. حال سؤال اینجاست؛ چرا سیاست آنجا بد است و اینجا خوب؟ چرا قلاب‌های برنامه‌سازان داخلی سر موضوعات اصلی جهان سکوت را انتخاب و گزینشی عمل می‌کند؟

۳۶۰ نباید تعطیل می‌شد؛ اما...

بگذارید بار دیگر به قصه ‌گری لینه‌کر و ماجرای اخراج و تعلیقش از بی‌بی‌سی برگردیم؛ اما پیش از آن لازم است موضع و مبنای رسانه‌ای خود را بار دیگر شفاف و بی‌تکلف بیان کنیم. ما با فیلترشدن، توقیف یا مسدودسازی هر برنامه‌ای، از جمله برنامه «۳۶۰» عمیقاً مخالفیم. همان‌طور که پیش‌تر نیز صریحاً واکنش نشان دادیم، بستن راه رسانه و پناه‌بردن به ابزار قهری فیلترینگ، رفتاری غلط، غیرحرفه‌ای و شکست‌خورده است. نقد ما به رویکرد یک چهره رسانه‌ای، هرگز به معنای تأیید برخورد‌های سلیقه‌ای و ساختاری با برنامه‌اش نیست. اما نکته بنیادین و تناقض تلخ این جریان دقیقاً در همین‌جا نهفته است.

گری لینه‌کر سال‌ها الگوی بی‌چون‌وچرای فن رسانه‌ای برای مجری برنامه ۳۶۰ بود. اگر به حافظه تصویری سال‌های نه‌چندان دور رجوع کنیم، در برنامه «فوتبال ۱۲۰» بارهاوبارها آیتم‌ها، تحلیل‌ها و ترجمه گفتار‌های لینه‌کر در برنامه (Match of the Day) به‌عنوان استانداردی از اجرای مدرن، هوشمندانه و جذاب برای مخاطب ایرانی پخش می‌شد. الگوبرداری از ریتم، لحن، شوخ‌طبعی و تکنیک‌های اجرای لینه‌کر، در فرم و ساختار برنامه‌سازی مجری ایرانی کاملاً هویدا بود و کسی هم منکر کیفیت این فناوری رسانه‌ای نیست. اما سؤال اصلی و اساسی اینجاست؛ چرا این الگوبرداری دقیقاً در نقطه عطف حیات حرفه‌ای و انسانی لینه‌کر متوقف شد؟ چرا فرم، لحن و تکنیک اجرای لینه‌کر شایسته تقلید بود؛ اما شجاعت اخلاقی و ایستادگی پای انسانیت او سانسور شد؟

هنگام لینه‌کر وارداتی بودن لطفاً برخی قطعات را جا نگذارید

گری لینه‌کر وقتی تصمیم گرفت صدای کودکان زیر آوار در غزه باشد و به بمباران‌ها اعتراض کند، به‌خوبی می‌دانست در حال بازی با آینده شغلی خویش است. او می‌دانست لابی‌های قدرتمند، مدیریت بی‌بی‌سی و حامیان سیاسی در برابر او خواهند ایستاد. او اخراج، تعلیق و حملات بی‌رحمانه رسانه‌ای را به جان خرید؛ اما روی صندلی راحت و پردرآمد بی‌بی‌سی ننشست تا بی‌طرفی منافقانه پیشه کند.

لینه‌کر ثابت کرد که استاد رسانه بودن، فقط به معنای رعایت کادربندی، اجرای چشم‌انداز و تحلیل تکنیکی بازی‌ها نیست؛ بلکه به این معناست که در لحظه آزمون تاریخی، تریبونت را فدای سکوت عافیت‌طلبانه نکنی. 

در این‌سو اما شاهد یک الگوبرداری نیمه‌کاره و گزینشی هستیم. تکنیک‌ها و فرم اجرای لینه‌کر را به حد کمال وام گرفتند؛ اما وقتی نوبت به هزینه دادن برای انسان‌ها رسید، الگوی لینه‌کر را به فراموشی سپردند! مجری وطنی که در فوت‌وفن رسانه‌ای شاگرد تکنیک‌های اجرای انگلیسی بود، در مکتب مسئولیت اجتماعی ترجیح داد راهی کاملاً متفاوت برود. او برای فیلترشدن و محدودیت برنامه خودش مقابل دوربین بغض کرد و اشک ریخت؛ اما برای داغ سنگین مدرسه‌ میناب و ۱۶۸ کودک پرپرشده‌اش، حتی حاضر نشد صریح، بی‌پرده و بدون ایهام سخن بگوید.

این همان تناقض دردناکی است که با آن روبه‌رو هستیم؛ اقتباس از تمام ظواهر ژورنالیسم غربی و رهاکردن تنها چیزی که به اجرای آن مجری غربی ارزش، شرف و کرامت بخشید، یعنی ایستادن پای حق حیات انسان‌ها، حتی به قیمت ازدست‌دادن ویترین بی‌بی‌سی.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار