باشگاه خبرنگاران جوان - در روزهایی که حملات اخیر آمریکا، بار دیگر نام اهواز و خوزستان را در صدر اخبار جهان قرار داد، بسیاری از تصاویر منتشرشده از مردم این استان، آرامش، همبستگی و ایستادگی آنان را به نمایش گذاشت. این نخستینبار نیست که خوزستان در معرض تهدید قرار میگیرد و احتمالاً آخرینبار نیز نخواهد بود. اما پرسش مهم اینجاست که این روحیه ایستادگی از کجا آمده است؟ چگونه مردمی که دههها جنگ، سیل، تحریم، گردوغبار و بحرانهای مختلف را تجربه کردهاند، همچنان استوار ماندهاند؟
پاسخ را باید در تاریخ این سرزمین جستوجو کرد. تاریخی که در آن، زنان کمتر از مردان در شکلگیری فرهنگ مقاومت نقش نداشتهاند. زنانی که گاه در میدان نبرد ایستادهاند، گاه نسل مبارز را پرورش دادهاند و گاه با سادهترین ابزارها، ستونهای دفاع از این سرزمین را استوار نگه داشتهاند. در میان این زنان، نام علیه دختر شیخ سلمان کعبی و بانوی شهید فرحه دبات بیش از دیگران، نماد این روحیه تاریخی است.
علیه؛ زنی که مردان را به میدان فراخواند
تاریخ مبارزات ضداستعماری خوزستان تنها به نام فرماندهان و حاکمان محلی محدود نمیشود. در کنار آنان، زنانی حضور داشتند که با شجاعت خود، مسیر تاریخ را تغییر دادند. یکی از این زنان، علیه، دختر شیخ سلمان کعبی است. حاکمی که در قرن دوازدهم هجری، سالها اداره بخشهایی از خوزستان را بر عهده داشت و در برابر نفوذ و سلطه استعمارگران ایستادگی کرد.
روایتهای تاریخی نقل میکنند که در بحبوحه مقابله با نیروهای استعمارگر، برخی مردان دچار تردید شدند و از حضور در میدان نبرد سر باز زدند. در همان زمان، علیه در جمع بزرگان حاضر شد و جملهای بر زبان آورد که بعدها به نمادی از شجاعت زنان خوزستان تبدیل شد: «اگر مردان به میدان جنگ نروند، خود لباس مردانه میپوشم و میجنگم.» این سخن در تاریخ ماند و پیامی بود که نشان میداد دفاع از سرزمین، مسئولیتی مشترک میان زنان و مردان است. مورخان معتقدند زنان عرب خوزستان در آن دوران، علاوه بر پشتیبانی از مبارزان، نقشی جدی در حفظ روحیه مقاومت خانوادهها داشتند و نسلهایی را تربیت کردند که بعدها نیز در برابر هرگونه تجاوز ایستادند.
فرحه؛ مادری که بوی نانش به خط مقدم میرسید
اگر علیه، نماد مقاومت در برابر استعمار بود، فرحه دبات نماد ایثار زنان خوزستان در دوران دفاع مقدس است. فرحه در نخستین روز فروردین سال ۱۳۳۱ در روستای «حِلوه» متولد شد؛ روستایی در دل جنگلهای کرخه. پس از وقوع سیلاب، خانوادهاش به منطقهای دیگر کوچ کردند و او نیز پس از ازدواج، زندگی خود را در منطقه دوار شوش آغاز کرد.
شروع جنگ تحمیلی اما مسیر زندگی او را تغییر داد. با نزدیکشدن نیروهای بعثی، بسیاری از خانوادهها شوش را ترک کردند. اطرافیان بارها از فرحه خواستند همراه آنان از منطقه خارج شود، اما پاسخ او تنها یک جمله بود: «میمانم و به اسلام خدمت میکنم.» فرحه ماند؛ نه با اسلحه، با تنوری گِلی. هر روز پیش از طلوع آفتاب، رزمندگان آرد را به خانه او میآوردند و تا عصر، بوی نان تازهای که فرحه میپخت در سنگرهای خط مقدم میپیچید. نانی که برای رزمندگان نشانهای از حضور مادری بود که پشتجبهه را زنده نگه داشته بود.
روزی نیاز جبهه به نان بیش از همیشه بود. فرحه باوجود شدت گلولهباران، تنور را خاموش نکرد. غروب، دود تنور به آسمان رفت و اندکی بعد، گلوله توپ دشمن مستقیماً خانه او را هدف قرار داد. فرحه دبات در حالی به شهادت رسید که آخرین مأموریتش، پختن نان برای رزمندگانی بود که از وطن دفاع میکردند. به همین دلیل، بسیاری او را مادر رزمندگان یا نانوای جبهههای جنگ نامیدهاند.
مقاومت؛ میراث زنان خوزستان
بررسی تاریخ خوزستان نشان میدهد فرهنگ مقاومت در این استان، صرفاً محصول سالهای جنگ تحمیلی نیست. از مبارزات ضداستعمار تا دفاع مقدس و حتی بحرانهای سالهای اخیر، همواره زنان در شکلگیری این فرهنگ سهمی تعیینکننده داشتهاند. آنها تنها در پشتجبهه حضور نداشتند؛ بلکه با تربیت فرزندان، حفظ انسجام خانواده، پشتیبانی از مبارزان و گاه حضور مستقیم در میدان، بنیانهای اجتماعی مقاومت را شکل دادند. شاید به همین دلیل است که امروز نیز باوجود همه دشواریها اما مردم خوزستان در برابر تهدیدها واکنشی متفاوت نشان میدهند. واکنشی که ریشه در تاریخی چندصدساله دارد.
امروز، ادامه همان روایت
حملات اخیر به خوزستان، بار دیگر نگاهها را به این استان معطوف کرد. اما برای مردم خوزستان، مقاومت اتفاقی تازه نیست. آنان پیشتر نیز جنگ را دیدهاند، خانههای ویرانشده را تجربه کردهاند و عزیزان بسیاری را بدرقه کردهاند. آنچه امروز در رفتار مردم این استان دیده میشود ادامه همان فرهنگی است که زنانی مانند علیه و فرحه دبات در شکلگیری آن نقش داشتهاند. زنانی که یکی با فریاد شجاعت، مردان را به میدان فراخواند و دیگری با تنور کوچک خانهاش، خط مقدم را گرم نگه داشت.
کسی چه میداند شاید راز ماندگاری خوزستان نیز همین باشد. مقاومت در این دیار، تنها در میدان نبرد شکل نگرفته؛ بلکه از خانهها آغاز شده است. از مادرانی که شجاعت را به فرزندان خود آموختند و به آنان یاد دادند دفاع از سرزمین، پیش از آنکه یک وظیفه نظامی باشد، یک مسئولیت فرهنگی و تاریخی است. امروز اگر اهواز همچنان ایستاده است، باید در کنار نام فرماندهان و رزمندگان، نام زنانی را نیز به یاد آورد که ستونهای این ایستادگی را بنا کردند. زنانی چون علیه و فرحه دبات؛ دو روایت از دو دوره تاریخی متفاوت، اما با یک پیام مشترک؛ خوزستان، مقاومت را از مادرانش به ارث برده است.
منبع: فرهیختگان