باشگاه خبرنگاران جوان - تحریمهای زنجیرهای از کارتر و ریگان تا کلینتون و بوش و حالا ترامپ، پاسخ واشنگتن به کشوری است که بزرگترین تابوی تاریخ معاصر را شکست. بر اساس اعتراف صریح مرکز مطالعات راهبردی آمریکا (CSIS)، راهبرد مهار ایران نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه ایرانِ امروز مستقلتر و بانفوذتر از هر زمان دیگری در طول تاریخ است.
«ایرانیها آمریکا را تا سرحد ممکن به فلاکت انداخته بودند.» این اعتراف پیتر بورن، مشاور و زندگینامهنویس جیمی کارتر سی و نهمین رئیس جمهور آمریکاست.
کشوری که روزگاری نه چندان دور، حیاطخلوت بیدردسر و ایستگاه بازرسی کاخ سفید در خاورمیانه محسوب میشد، ناگهان در سال ۱۳۵۷ چرخشی تاریخی کرد که هنوز دستگاه دیپلماسی واشنگتن از شوک آن خارج نشده است.
جنگ تمامعیار اقتصادی و فشار تحریمی امروز آمریکا علیه ایران، دقیقاً ادامهٔ همان نبردی است که از فروریختن دژ وابستگی پهلوی آغاز شد؛ روزگاری که آمریکا آزادانه در ایران جولان میداد و امروز، چون ایران ساختار «استقلال» را برگزیده، تمام ابزارهای فشارش را به صف کرده است.
برای درک اینکه چرا آمریکا امروز اینگونه تحریم را به عنوان تنها راه تسکین دردهای سیاسی خود میبیند، باید به جزئیات روابط خفتبار دوران پهلوی بازگشت.
آرتور میلسپو، مشاور سابق دفتر تجارت خارجی وزارت خارجه آمریکا که برای ساماندهی داراییهای ایران استخدام شده بود، در کتاب «آمریکاییها در تاریخ این سرزمین» بهروشنی ثابت میکند که چگونه حکومت پهلوی ظرفیتهای ملی ایران را نابود کرده بود.
او مینویسد: «رضاشاه ویژگیهایی را که باعث میشود مردم بتوانند خود از عهده امورات خود برآیند را در روح مردمش نابود کرده بود.» در چنین بستری، نفوذ واشنگتن به اوج رسید. فریدون هویدا در کتاب «سقوط شاه» افشا میکند که سفیر آمریکا هر روز با شاه دیدار میکرد و عملاً مقدرات کشور در اختیارات کاخ سفید بود.
اما انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نقطه پایان این جولان بیهزینه بود. آنتونی پارسونز، سفیر وقت بریتانیا در تهران، در کتاب «غرور و سقوط» عظمت این فروپاشی را اینگونه توصیف میکند: «انقلاب ایران رویدادی بود که از نظر بزرگی با انقلابهای فرانسه یا روسیه مقایسه میشد.
این یک تغییر معمول رژیم یا جایگزینی یک ژنرال به جای پادشاه نبود؛ انقلاب ایران شامل فروپاشی کامل یک خودکامگی ظاهراً قدرتمند و متمرکز بود که بر حمایت نیروی نظامی وفادار بنا شده بود، لذا از همه جهات ایرانِ کاملاً متفاوتی از ویرانههای آن بیرون آمد.»
کارتر که به گفته فرزندش «جف»، با تسخیر لانه جاسوسی اعتمادبهنفس همیشگی خود را در رفتار وگفتار از دست داده بود، نخستین سنگبنای تحریمها را نهاد؛ توقیف داراییهای ایران و قطع روابط تجاری. همان زمان رادیو BBC اعلام کرد کارتر گمان میکند با این کار آزادی عمل ایران را سد کرده است. اما هدف اصلی امام خمینی (ره) چیزی فراتر از ابزارهای مادی بود.
ماروین زونیس، استاد دانشگاه شیکاگو در کتاب «شکست شاهانه» مینویسد: «یکی از مؤلفههای ایرانیان، باور به قدرت مطلق آمریکا بود. هدف عمده آیتالله خمینی درهم شکستن این باور بود. شعار «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» طوری آیینی تکرار شد تا مردم ایران عزم ضدآمریکایی خود را در مقابل ترس از تلافی آمریکا حفظ کنند و حاکم سرنوشت خود شوند.»
شکست کارتر در عملیات نظامی طبس و تحولات منطقهای، او را مجبور به ترک کاخ سفید کرد، اما زنجیره فشار آمریکا قطع نشد. رونالد ریگان در سال ۱۳۶۳ ایران را در لیست کشورهای مرتبط با ترافیک مواد مخدر قرار داد تا مانع فروش تجهیزات نظامی به ایران در اوج جنگ با عراق شود.
سپس بوش پدر با قانون «منع گسترش تجهیزات نظامی» مهار دوجانبه را کلید زد. بیل کلینتون در سال ۱۹۹۵ هرگونه مشارکت شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت ایران را ممنوع کرد و یک سال بعد «قانون مبارزه با تروریسم» برای مجازات شرکتهای خارجی که بیش از ۴۰ میلیون دلار در ایران سرمایهگذاری میکردند، تصویب شد. کلینتون حتی طبق بخشنامه ۱۳۰۵۹، صادرات آمریکا به کشورهایی که به مقصد ایران کالا میفرستادند را هم ممنوع کرد.
جرج بوش پسر نیز با سوءاستفاده از وقایع ۱۱ سپتامبر و تمدید قانون مسدودسازی داراییهای ایران (مصوب ۱۹۷۹)، فشار را مضاعف کرد و با همراهی سه کشور اروپایی، قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت را جهت پلمب فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران صادر کرد. با این حال، آمارها و اعترافات درون آمریکا نشان میدهد تحریمها درمان دردهای کاخ سفید نبوده است.
مجله «تایم» همان زمان تحلیل کرد که فشار بر ایران تنها باعث جهش قیمت نفت شده و بیفایده است. جذابتر از همه، گزارش مفصل «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا» (CSIS) برای بوش پسر بود؛ این مرکز رسماً اعتراف کرد: «راهبرد کنونی آمریکا در برابر گسترش نفوذ ایران شکست خورده و جمهوری اسلامی ایران نسبت به گذشته بانفوذتر و در وضعیت بهتری نسبت به هر زمانی قرار دارد.»
امروز اگر جنگ اقتصادی و رسانهای و منطقهای آمریکا علیه ایران اوج گرفته، به دلیل ضعف ایران نیست؛ بلکه ناشی از خشم واشنگتن از کشوری است که دست رد به سینه نظام سلطه زده است.
ویلیام داگلاس، قاضی دادگاه عالی آمریکا در کتاب «سرزمین شگفتانگیز مردمی مهربان و دوستداشتنی» سالها پیش تحلیلی نوشته بود که حقیقت امروز را نشان میدهد: «انقلابهایی که در حال شکلگیری هستند منشأ کمونیستی ندارند… این بیداری مردم استعمارزدهای است که زیر سیطره اجانب کمر خم کرده بودند و این قرن بیداری آنهاست.»
منبع: فارس