در اوج گرمای طبرسی ۶۴، جایی که غبارِ راه و جمعیتِ زائران چشم را می‌گیرد، ناگهان بویی متفاوت می‌پیچد‌.

باشگاه خبرنگاران جوان - روایت از این زمانی آغاز می‌شود که سیزده نفر، سیزده صیاد، با ماشین‌های خود ۱۴۰۰ کیلومتر را طی می‌کنند نه فقط برای زیارت بلکه برای یک عهد!

نزدیک موکب که می‌شوم مرد جوانی که خستگیِ سفر در چهره‌اش است، اما چشم‌هایش برق می‌زنند. پوستش از آفتابِ تندِ جنوب، تیره و سخت شده؛ از آنهایی که انگار با خاکِ سرخ هرمز یکی شده‌اند. 

مرد با دست‌های پینه‌بسته‌اش، نان محلی و گرم را به سمتم می‌گیرد. نانی که از قلبِ جزیره آمده؛ بفرمایید این از خودمان است از هرمز!

رهبر شهید تنگه هرمز در مشتِ ماست

وقتی می‌پرسم این همه راه را برای چه آمدید؟ لحنش عوض می‌شود. دیگر آن مردِ ساده‌ای که نان تعارف می‌کرد، نیست. نگاهش را به دوردست‌ها می‌دوزد و با صدایی که از دلِ دریا می‌آید،

 می‌گوید: ما فقط برای زیارت نیامده‌ایم. 

آمده‌ایم تا به آقا بگوییم: دلت قرص باشد! ما اینجا هستیم تا بگوییم مراقبِ هرمز هستیم.

هنوز حرفش تمام نشده که یکی از همراهانش که در حال تعارف کردن چای و شربت به زائران مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید است، با همان صلابتِ مردانِ جنوب جدی می‌گوید: ما ۱۳ صیاد همسر و بچه‌های کوچکمان را به خدا سپردیم و آمدیم تا بگوییم رهبر شهید تنگه هرمز در مشتِ ماست!

آمدیم بگوییم تا جان داریم، جلوی آمریکا و هر کسی که به این آب و خاک چشم داشته باشد، ایستاده‌ایم. ما از هرمز می‌جنگیم!‌

نمی‌گذاریم خون شما و شهدای هرمز و میناب پایمال شود

یکی دیگر از جوانان همانطور که سینی شربت را مقابل زائران می‌گیرد، پربغض می‌گوید در تجاوز آمریکا به هرمز ما به چشم خودمان دیدیم که دوستانمان شهید شدند اگر نمی‌آمدیم مدیون خون شهدای جزیره هرمز می‌شدیم 

من همسرم باردار پابه ماهم را در جزیره گذاشتم و آمدم اینجا نه فقط برای پذیرایی از زائران که آمدم بگویم رهبر شهیدم خیالت راحت هرمز را محکم گرفته‌ایم نمی‌گذاریم خون شما و شهدای هرمز و میناب پایمال شود.

در آن لحظه همه چیز عوض می‌شود شنیدنِ نامِ هرمز در میانِ زائران، مثل یک جرقه عمل می‌کند. انگار که نامِ این جزیره خودِ نمادِ امنیت و غیرت باشد. ناگهان جمعیت به سمت موکب سرازیر می‌شود. زائرانی که با شنیدنِ این حرف‌ها، انگار با یک قدرتِ جدید رو‌به‌رو شده‌اند.

هرمز تا پای جان از مرزش نمی‌گذرد

صحنه عجیب می‌شود؛ سیلِ جمعیت مردانِ غیورِ هرمز را در میان می‌گیرد چهره آفتاب‌سوخته و نمکیِ آنها، میانِ بوسه‌ها و تحسین‌های مردم گم می‌شود. 

آنها با میزبانی گرم و پذیرایی بی‌منت از زائران و با آن حرف‌هایِ محکمشان، ثابت کردند که هرمز فقط یک جزیره نیست؛ هرمز یعنی همان غیرتی که وقتی به آقایش قول می‌دهد، تا پای جان از مرزش نمی‌گذرد.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار