باشگاه خبرنگاران جوان - در میانه جنگ منطقهای در غرب آسیا، ایالات متحده و رژیم صهیونی در حال تهیه یک طرح مهم و خطرناک هستند: «ادغام ساختارهای دفاعی و اطلاعاتی ایالات متحده و اسرائیل». این طرح که در «لایحه دفاعی» آمریکا گنجانده شده، بهقدری برای امنیت جهانی تهدیدآمیز تحلیل شده که حتی صدای شخصیتهای سیاسی آمریکایی از جمله توماس مسی جمهوریخواه و جو کنت، مدیر مستعفی مرکز مبارزه با تروریسم دولت ترامپ را هم درآورده است. البته پیشتر همکاریهای راهبردی و ساختاری میان این دو دولت تروریستی محرز شده بود؛ اما همچنان برخی با سادهسازی بر این اعتقاد بودند که واشنگتن و تلآویو جدا از یکدیگر حرکت میکنند. این نگاه جایی خطرناک میشد که با همین نگاه، روندهای جاری را تحلیل میکردند. این طرح هنوز به مرحله تصویب نرسیده و بحث و بررسیهایی را در فضای سیاست داخلی آمریکا به راه انداخته است.
تلاش برای پنهان کردن طرح در لایحه
این طرح محصول فشار و سرمایهگذاری لابیهای قدرتمندی است که نفوذ عمیقی بر کمیتههای نظامی کنگره دارند. بسیاری از طراحان اصلی این بندها، خود جزو دریافتکنندگان حمایتهای مالی سنگین از سوی سازمانهای حامی اسرائیل هستند. این موضوع باعث شده بخشی از جامعه سیاسی آمریکا، این طرح را نپذیرد و آن را نتیجه نفوذ سیاسی برای تأمین منافع رژیم صهیونی بداند. در همین زمینه جو کنت، مدیر سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم معتقد است آنچه در جریان است، تلاشی مخفیانه برای «ادغام حساسترین و محرمانهترین توانمندیهای نظامی ارتش ایالات متحده با اسرائیل» است. به گفته جو کنت، این طرح که در لایههای پیچیده لایحه بودجه نظامی سال آینده پنهان شده، به دنبال آن است که مرزهای میان دو ارتش را از بین ببرد. او صراحتاً هشدار میدهد این سطح از ادغام چیزی جز «خیانت به حاکمیت ملی آمریکا» نیست. از نظر او وقتی ارتش آمریکا به سمتی حرکت میکند که دیگر مرزی میان سیستمهای دفاعی خودش و یک کشور خارجی وجود ندارد، در واقع استقلال عمل خود را فدا کرده و اسرار نظامیاش را در اختیار دیگری قرار داده است.
کنت تأکید میکند سیاستمداران عمداً این بندها را در یک سند عظیم گنجاندهاند تا از چشم افکار عمومی دور بماند و مردم متوجه نشوند که قرار است یک «ادغام ساختاری» رخ دهد. او اشاره میکند سازوکاری به نام «ابتکار همکاری فناوری دفاعی»، ابزار اصلی این ادغام است که به وزیر دفاع اجازه میدهد تحقیقات مشترک و توسعه سلاحهای مدرن را بهصورت دائمی میان دو کشور نهادینه کند.
کنت میگوید این مسیر بازگشتناپذیر است و باعث میشود ارتش آمریکا بهجای یک نیروی مستقل، به بخشی از یک ماشین جنگی مشترک تبدیل شود. او با انتقاد تند از این روند، معتقد است که آمریکا هرگز نباید از ادغام ارتش خود با یک بازیگر حمایت کند و این اقدام را تهدیدی جدی برای آینده امنیت ملی و استقلال راهبردی واشنگتن میداند. او هشدار میدهد اگر این طرح متوقف نشود، ساختارهای نظامی دو طرف چنان درهمتنیده میشوند که دیگر هیچ دولتی در آینده قادر به تفکیک آنها از یکدیگر نخواهد بود. اما این طرح دقیقاً چه میکند؟
زمان رونمایی رسمی از ایالت پنجاهویکم
روح کلی حاکم بر این طرح، این است که دوران کمکهای نظامی سنتی - که در آن آمریکا صرفاً بودجه یا تسلیحات در اختیار اسرائیل قرار میداد - به پایان رسیده و دیگر وقت آن است که «ایالتِ پنجاهویکم بودن اسرائیل برای آمریکا» بهصورت رسمی اعلام شود! یکی از نکات اصلی این طرح، ایجاد سازوکاری دائمی تحتعنوان «ابتکار همکاری فناوری دفاعی» است. این ابتکار وظیفه دارد تا همکاریهای پراکنده فعلی را در قالب یک چهارچوب نهادی و قانونی که احتمالاً فرا دولتی است، منسجم کند. بر اساس این سازوکار وزیر جنگ آمریکا موظف است فرد یا نهاد مشخصی را مسئول نظارت و پیشبرد پروژههای مشترک کند. هدف از این کار، اطمینان از این موضوع است که همکاریهای تسلیحاتی تحتتأثیر نوسانات سیاسی مثل تغییر دولتها قرار نگیرد و به یکروند دائمی در بدنه وزارت جنگ دو کشور تبدیل شود، یعنی اسرائیلیها دیگر نگران این نباشند که دولت دموکرات رأس کار است یا جمهوریخواه، پول و تسلیحات همیشه حاضر است.
اتاق عملیات مشترک
شاید حساسترین بخش این طرح، موضوع «ادغام شبکهها» و «ترکیب دادهها» باشد. در این بخش، هدف این است که سیستمهای جمعآوری اطلاعات، حسگرها، ماهوارهها و رادارهای دو کشور بهگونهای به هم متصل شوند که یک تصویر واحد و لحظهای از میدان نبرد برای فرماندهان هر دو طرف ایجاد شود. همان اتاق عملیات مشترک، اما نسخه واقعیاش. مفهوم «ترکیب دادهها» به این معناست اطلاعاتی که از تسلیحات یا هواگردهای مختلف به دست میآید، در یک مکان مشخص با هم ترکیب شده و خروجی آن بهصورت همزمان در اختیار اتاق جنگ قرار گیرد.
گنبد طلایی
این طرح در بخش پدافند موشکی، به دنبال ایجاد شبکهای تحت عنوان «گنبد طلایی» است که پیشتر هم ترامپ بر اجرای آن تأکید کرده بود. گنبد طلایی در واقع پروژهای بسیار وسیعتر از سیستمهای فعلی مانند «گنبد آهنین» یا «فلاخن داوود» در سرزمینهای اشغالی است. اگرچه این طرح برای حفاظت از آمریکای شمالی مطرح شده، اما اسرائیل نیز از آن منتفع میشود؛ چراکه تحلیلگران معتقدند هدف از اجرای این پروژه، پیوندزدن شبکه پدافندی قارهای ایالات متحده به سیستمهای پدافندی سرزمینهای اشغالی است. با این کار لایههای مختلف پدافندی بهصورت یکپارچه عمل میکنند، مثلاً یک رادار آمریکایی در اقیانوس میتواند دادههای مربوط به پرتاب یک موشک بالستیک را مستقیماً به یک سکوی پرتاب در تلآویو منتقل کند تا در زمان مناسب رهگیری شود.
تیرخلاص به انگاره جدا بودن آمریکا از اسرائیل
بخش دیگری از جزئیات این طرح به «تولید مشترک» تسلیحات مربوط است. به این صورت که بهجای تولید جداگانه، خطوط تولید مشترکی تعبیه و تقویت میشود برای سیستمهای نظامی که احتمالاً شرکتهای بزرگ هوافضای آمریکا از جمله اسپیسایکس و حتی ناسا را هم شامل خواهد شد. این اقدام زنجیره تأمین دوطرف را در یکدیگر ادغام کرده و سرعت تولید و کیفیت تخریب تسلیحات را افزایش میدهد. در حال حاضر هم همکاریهای مهمی بین آمریکا و اسرائیل در زمینه تولید تسلیحات وجود دارد؛ اما نکته این بند این است که ادغام رسمی سازوکارهای ساخت تسلیحات دوطرف در یکدیگر، آنها را کاملاً به یکدیگر وابسته کرده و در آینده دیگر امکان جداسازی وجود نخواهد داشت. بزرگترین و مهمترین نکته در این طرح، فروپاشی کامل آن ایدهای است که تصور میشد ایالات متحده و اسرائیل مسیر جداگانهای طی میکنند. باوجود اعترافات رسمی و غیررسمی به همکاری این دو، همچنان، اما عدهای بر این باور بودند آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت جهانی، اسرائیل را صرفاً بهعنوان یک متحد منطقهای برای پیشبرد اهدافش به کار میگیرد و در مقابل، اسرائیل نیز برای بقای خود به کمکهای واشنگتن وابسته است! طرح ادغام، پاسخی قطعی و صریح به این انگاره داد.
جابهجایی نهادی در آمریکا برای اسرائیل
یکی از ابعاد مهم این طرح جابهجاکردن موازنه قدرت در داخل آمریکاست. تا پیشازاین، همکاری با اسرائیل بیشتر در قالب «سیاست خارجی» تعریف میشد و تحت نظارت «کمیتههای روابط خارجی کنگره» بود. اما انتقال این همکاریها به بدنه بودجه نظامی و وزارت جنگ به این معناست که اسرائیل دیگر یک موضوع «خارجی» نیست، بلکه به یک موضوع «داخلی» در ساختار نظامی آمریکا تبدیل شده است. این تغییر باعث میشود فرایند تصمیمگیری درباره اسرائیل از پیچوخمها و موانع دیپلماتیک خارج شده و مستقیماً در لایههای امنیتی ارتش آمریکا تثبیت شود. این یعنی حتی اگر در آینده دولتهایی با گرایشهای متفاوت وارد کاخ سفید شوند، جداکردن این دو ساختار از یکدیگر تقریباً غیرممکن خواهد بود.
مخالفتها در کنگره
در داخل کنگره تلاشهایی برای متوقف کردن این روند صورت گرفته است. برخی نمایندگان با ارائه اصلاحیههای مختلف سعی کردهاند بخشهای مربوط به این ادغام ساختاری را از متن قانون بودجه حذف کنند. توماس مسی، نماینده جمهوریخواه از ایالت کنتاکی جدیترین و سرشناسترین مخالف این طرح در مجلس نمایندگان است. او با ارائه یک اصلاحیه صریح که به «اصلاحیه مسی» معروف شده، تلاش کرده بخش مربوط به ایجاد «ابتکار همکاری فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل» را به طور کامل از لایحه بودجه نظامی حذف کند. منطق مسی این است که بودجه عمومی آمریکا نباید صرف پروژههایی شود که استقلال نظامی کشور را مخدوش میکند. او بهویژه با آن بخش از طرح که به وزیر جنگ اجازه میدهد فردی را برای مدیریت پروژههای تحقیقوتوسعه مشترک تسلیحاتی منصوب کند، بهشدت مخالفت کرده و آن را باری بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی میداند. استدلال اصلی این نمایندگان این است که آمریکا نباید بیش از این در تصمیمات امنیتی و نظامی اسرائیل درگیر شود. آنها نگرانند این سطح از پیوند، باعث شود واشنگتن ناخواسته به درون جنگهایی کشیده شود که لزوماً با اولویتهای راهبردیاش همخوانی ندارند. مخالفان میگویند با ادغام شبکههای داده و فرماندهی، عملاً تشخیص اینکه کدام عملیات توسط کدام طرف طراحی یا اجرا شده، دشوار میشود و این موضوع مسئولیتهای بینالمللی سنگینی برای آمریکا به همراه خواهد داشت.
منبع: فرهیختگان