باشگاه خبرنگاران جوان- عقربههای حوالی ۲:۴۱ بامداد در ۱۷ فروردین رسیده بود که آسمان تهران، لرزشی غریب را تجربه کرد. بخش جنوبی دانشگاه صنعتی شریف هدف حمله قرار گرفت.
برای آنها که با آجرهای سهسانتی و فضای نخبگانی این دانشگاه زندگی کردهاند، شریف فقط یک محیط آموزشی نیست؛ یک هویت است. اما آنچه در ساعات پس از اصابت در قلب دانشگاه صنعتی شریف گذشت، روایتی نیست که در بولتنهای خبری رسمی پیدا شود؛ این روایتی است از جنس «غیرت»، از جنس «ایستادن پای وطن» آن هم درست زمانی که غبار آوار هنوز بر زمین ننشسته بود.
با علی قائمدوست، دبیر هیئتالزهرا (س) دانشگاه شریف همکلام شدیم تا او از روزی بگوید که نخبگان کشور، آستین همت را برای آواربرداری از خانه دومشان بالا زدند.
هنوز سپیده نزده بود که محوطه دانشگاه، میزبان قدمهای لرزان، اما استوار دانشجویانی شد که طاقت نیاوردند در خانه بمانند. مرکز فناوری اطلاعات (فاوا) و بخشی از مسجد دانشگاه، زخم خورده بودند. قائمدوست روایت را از همان دقایق اولیه آغاز میکند:
«ساعت تقریباً بیست دقیقه به سه صبح بود که خبر اصابت را شنیدیم. خودم به همراه چند تن از دانشجویان چند دقیقه بعد وارد دانشگاه شدیم تا وسایل حیاتی را نجات دهیم و حوالی ساعت ۹ صبح، بچههای ما عملیات را شروع کردند. منتظر دستور و ابلاغیه نماندند. انگار یک فراخوان نانوشته همه را به اینجا کشانده بود.
اولین قدم، رساندن صدای مظلومیت دانشگاه به دنیا بود. ظهر نشده، نشست خبری با حضور خبرگزاریهای داخلی و خارجی مثل الجزیره و پرستیوی برگزار شد تا دنیا ببیند چه اتفاقی افتاده است.».
اما کار به مصاحبه و شعار ختم نشد. اصل ماجرا در میانه خاک و خل مسجد و مرکز فاوا در جریان بود. جایی که تجهیزات گرانقیمت صوتی و تصویری مسجد زیر سقفهای آسیبدیده مانده بود و بیم تخریب بیشتر میرفت.
تصور کنید نخبگانی که برترین رتبههای کنکور را دارند، حالا با دستهای خودشان آوار جابهجا میکنند. قائمدوست با افتخار از آن لحظات یاد میکند:
«باید وسایل حساس و گرانقیمت را خارج میکردیم. خطر ریزش وجود داشت، اما من و چند نفر از بچهها معطل نکردیم. رفتیم داخل، درست همانجایی که بیشترین آسیب را دیده بود. همزمان گروهی دیگر از بچهها شروع کردند به مستندسازی. دوربین به دست، از همان لحظات اولیه عکس و فیلم گرفتند تا روایت دشمن، روایت اول نباشد.»
عملیات پاکسازی و ترمیم مسجد همان ساعت بعد از اصابت آغاز شد. در حالی که هنوز ملاحظات امنیتی و احتمال خطر وجود داشت، دانشجویان شریف اجازه ندادند هیچ نهاد پیمانکاری وارد شود. آنها خودشان آواربرداری کردند، خودشان نظافت کردند و خودشان کمر به ترمیم خانه خدا در دانشگاه بستند.
یکی از زیباترین قابهای این روایت، حضور دختران دانشجو در لبه بیرونی دانشگاه و حاشیه خیابان آزادی بود. در حالی که مردم با نگرانی به ساختمانهای آسیبدیده نگاه میکردند، دختران شریفی با تشکیل یک زنجیره انسانی، معنای دیگری به مقاومت بخشیدند.
«بعدازظهر همان روز بود. دختران دانشجو آمدند جلوی مرکز فاوا، درست چسبیده به پیادهرو خیابان آزادی. یک زنجیره انسانی تشکیل دادند، پرچم به دست گرفتند و برای مردمی که با بهت تماشا میکردند، توضیح میدادند که چه شده است. این شجاعت و نترسیدن از اتفاقات احتمالی بعدی، واقعاً تحسینبرانگیز بود.»
این حضور میدانی، پیامی صریح به دشمن بود: «ما نه تنها نمیترسیم، بلکه از وسط آوار، برای مردممان روایت فتح میخوانیم.»
از قائمدوست درباره حس و حال بچهها میپرسم. مگر میشود بخشی از خاطرات یک دانشجو تخریب شود و او غمگین نباشد؟ او با نگاهی متفاوت پاسخ میدهد:
«ببینید، ما غمگین بودیم، چون شریف خانه ماست. هر آجر این دانشگاه برای ما خاطره است.
اما یک حس مشترک بین همه دانشجویان و اساتید وجود داشت؛ حس غرور. ما وقتی دیدیم که شریف جزء بانک اهداف دشمن است. فهمیدیم مسیر را درست رفتهایم. یعنی جایی دست گذاشتهایم که دشمن را سوزانده است. من در هیچ چشمی ناامیدی ندیدم.
غمی اگر بود، غمِ فراقِ بخشی از کالبد دانشگاه بود، اما در دل این غم، یک مدال افتخار نهفته بود. این اصابت برای ما نشانِ لیاقت بود.»
او معتقد است دانشگاه با وجود این دانشجوها و مسئولانی که پابهپای هم کار میکنند، خیلی زودتر از آنچه تصور شود به مدار قبلی برمیگردد. کما اینکه تا حالا نیز سرپا شده است.
قائمدوست یک تصمیم راهبردی را فاش میکند:
«بخشهایی که زیرساختی بودند، مثل سرورها و خطوط تلفن، با سرعت در حال بازگشت به مدار هستند. مسجد هم تقریباً تمام شده و قابل استفاده است. اما یک تصمیم جدی داریم؛ قرار است بخشی از محلهای مورد اصابت را به عنوان موزه حفظ کنیم. این ویرانیها باید بماند تا به عنوان یک اثر تاریخی، سندی باشد بر جنایت و تعرض دشمن به ساحت علم. این بخش از دانشگاه، شناسنامه مقاومت ما خواهد بود.»
روایت علی قائمدوست، روایت یک ساختمان تخریب شده نیست؛ روایت یک نسل است. نسلی که شاید تصور میشد تنها با فرمول و کدنویسی سر و کار دارد، اما نشان داد وقتی پای غیرت ملی و هویت دانشگاهی وسط باشد، از آواربرداری تا جنگ رسانهای را خودش بر عهده میگیرد.
رتبههای برتر دانشگاه شریف امروز با آن زنجیره انسانی در خیابان آزادی و آن دستهای خاکی دانشجویان در صحن مسجد شناخته میشود. دشمن شاید بتنی را شکسته باشد، اما در عوض، ارادهای را صیقل داده است که حالا با افتخار میگوید: «ما هدف قرار گرفتیم، چون موثر بودیم.»
اینجا دانشگاه صنعتی شریف است؛ جایی که حتی از میانه آوارهای سنگ سرد، جوانه ایستادگی سبز میشود. این مدال افتخار، مبارکِ سینه نخبگانی که وطن را در میان دود و آتش، تنها نگذاشتند.
منبع: فارس